و هم در فتح مكّه سيّد ، عليه السّلام ، خالد را بفرمود تا به نخله رود تا عزّى خراب كند ، و عزّى خانهاى بود كه أهل شرك آن جايگاه پرداخته بودند ، و قوم مضر و كنانه [ 1 ] و بعضى از قريش آن را مىپرستيدند ، و سدنه و حجّاب به خدمت آن فرا داشته بودند . پس رئيس نخله ، چون بشنيد كه خالد با لشكر إسلام خواهد آمدن كه عزّى خراب كند ، دانست كه با ايشان برنيايد ، شمشير خود بياورد و بر در عزّى بياويخت و اين دو بيت بگفت و بكوه برشد و نخله را باز گذاشت .
بيت
أيا عزّ شدّى شدّة لا شوى لها * على خالد ألقى القناع [ و ] شمرى
يا [ 2 ] عزّ إن لم تقتلى المرء خالدا * فبوئى بإثم عاجل أو تنصّرى
و معنى اين دو بيت آنست كه : اى عزّى ، كه معبود ما اى و ما ترا مىپرستيم ، مىدانى كه خالد و لشكر إسلام روى بر در تو نهادهاند تا ترا خراب كنند ، و مرا طاقت مقاومت با ايشان نيست كه بر سر تو باز ايستيم و با ايشان جنگ كنيم ، اكنون شمشير خود بياوردم و بر در تو آويختم تا چون خالد را درآيد ، حملهء سخت به وى برى و او را از خود باز دارى كه اگر تو او را بقتل نياورى و بگذارى تا ترا خراب كند ، جرم از تو بوده باشد كه رفع دشمنان نكرده باشى ، و چون ترا خراب كرده باشند ، ما نيز از پرستيدن تو بيزار شويم و برويم و دين ترسايان اختيار كنيم . و چون رفته بود و اين بيت بگفته بود ، خالد ابن الوليد به نخله رسيده بود و هم در لحظه برفت و عزّى را خراب كرد و
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل بخلاف متن عربى ج 4 ص 79 : بنى كنانه .
[ ( 2 - ) ] كذا در متن عربى و ووستنفلد ، و در تاريخ طبرى 1 ص 1648 : و يا .