پيغمبر ، عليه السّلام ، چند بيت [ 1 ] بگفته است ، و از جملهء آن اين يك مصراع است :
بيت
و فى الأصنام معتبر و علم * لمن يرجو الثّواب أو العقابا
و ابن هشام گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه :
يكى بود او را فضالة بن عمير اللّيثى گفتندى ، و وى از كافران مكّه بود و از دشمنان پيغمبر ، عليه السّلام ، بود ، و چون پيغمبر ، عليه السّلام ، در طواف آمد ، قصد آن كرد كه سيّد ، عليه السّلام ، را در طواف بقتل آورد . چون بنزديك سيّد ، عليه السّلام ، آمد ، او را گفت :
تو فضالهاى ؟ گفت : بلى . گفت كه : اين ساعت چه * انديشه كردى در حقّ من و بچه قصد نزديك من آمدهاى ؟ فضاله گفت : هيچ چيز ، سيّد ، عليه السّلام ، تبسّمى بكرد ، او را گفت : بگوى :
أستغفر اللّه ،
و دست بر سينهء وى نهاد آهسته ، چنان كه سينهء وى آراميد ، پس دست از سينهء وى برداشت و در حال كه سيّد ، عليه السّلام ، دست از سينهء وى برداشت ، فضاله در قدم سيّد ، عليه السّلام ، افتاد و چون سر بر آورد مىگفت :
أشهد أن لا إله إلّا اللّه ، و أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه . چون فضاله مسلمان شده بود ، حكايت باز مىكرد و مىگفت كه : پيش از آنكه سيّد ، عليه السّلام ، دست مبارك بر سينهء من نهادى ، در عالم هيچ كس مرا دشمنتر از پيغمبر نبود ، و چون وى دست مبارك خود از سينهء من برداشت ، در عالم هيچ كس مرا [ 2 ] دوستر از وى نبود . و در آن حال كه فضاله مسلمان شده بود و
هامش
[ ( 1 - ) ] در متن عربى ج 4 ص 59 هم از اين يك بيت بيشتر نيامده است و مترجم همان بيت را مصراع ناميده است .
[ ( 2 - ) ] در اصل : هيچ كس را ، و بر طبق ساير نسخ ضبط شد .