على أهلها . ألا ، ثمّ [ قد ] رجعت كحرمتها بالأمس ، فليبلّغ الشّاهد منكم الغائب ، فمن قال لكم : إنّ رسول اللّه [ قد ] قاتل فيها ، فقولوا : إنّ اللّه قد أحلّها لرسوله ، و لم يحللها [ لكم ] ، يا معشر خزاعة ، ارفعوا أيديكم عن القتل ، فلقد كثر [ القتل ] إن نفع ، لقد قتلتم قتيلا لأدينّه ، فمن قتل بعد مقامى هذا فأهله بخير النّظرين : إن شاء و اقدم قاتله ، و إن شاءوا فعقله .
گفت : حق تعالى در آن روز كه آسمان و زمين آفريد ، مكّه پيدا كرد و حرم او را محرّم گردانيد و تا قيامت همچنين خواهد بود ، و هيچ كس را روا نباشد ، نه پيش از من و نه پس از من ، كه حرمت آن نگاه ندارد [ و در ان خون ريزد ، و مرا نيز نرسد مگر اين ساعت ، تا آنگاه كه أهل آن مسلمان شوند .
و چون ايشان مسلمان شوند ، حرمت آن همچنان شد كه بود . و اگر امروز باز كسى كسى را بكشد ، قصاص يا ديت لازم آيد . و اگر كسى شما را گويد كه : پيغمبر عليه السّلام ، در آن وقت قتال كرد ، شما جواب دهيد كه آن خاص پيغمبر را حلال بود و كسى ديگر را نرسد ] [ 1 ] .
ابن عبّاس گويد ، رضى اللّه عنهما كه : آن روز كه فتح مكّه بود ، سيّد ، عليه السّلام ، بطواف در آمده بود ، بتان بسيار گرد با گرد خانهء كعبه نهاده بودند و سيّد ، عليه السّلام ، بر راحله نشسته بود و طواف مىكرد و تازيانه در دست داشت ، چون بر آن [ بتان ] رسيد ، تازيانه بجنبانيد و گفت :
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
[ 2 ] .
آن بتان همه سرنگون در افتادند .
و تميم بن الأسد الخزاعى در معنى افتادن آن بتان به إشارت
هامش
[ ( 1 - ) ] بمتابعت از متن عربى ج 4 ص 58 عبارات داخل [ ] از مج نقل شد .
[ ( 2 - ) ] اسراء ، 81 .