گفت : اى على ، من شما را چيزى دهم كه هيچ كس دل دربند آن نباشد و رزق هيچ كس بران بريده نشود . پس مرتضى على ، كرّم اللّه وجهه ، دل خوش گردانيد بدين سخن و كليد خانه از وى بستد و با عثمان بن طلحه داد .
و چون سيّد ، عليه السّلام ، بخانهء كعبه رفت ، بلال ، رضى اللّه عنه ، با وى بود ، چون بيرون آمد ، عبد اللّه بن عمر از بلال پرسيد كه :
سيّد ، عليه السّلام ، چون در خانهء كعبه رفت ، كجا نماز كرد ؟ بلال گفت :
بين العمودين نماز كرد ، يعنى ميان دو ستون نماز كرد كه در خانهء كعبه است [ 1 ] .
و چون سيّد ، عليه السّلام ، در خانهء كعبه شد ، بلال را بفرمود تا بانگ نماز كرد ، و چون بلال بانگ نماز كرد ، مهتران قريش ، چون أبو سفيان بن حرب ، و عتّاب بن أسيد ، و برادر أبو جهل ، حارث بن هشام ، هر سه با هم در فناى كعبه نشسته بودند [ و عتّاب و حارث هنوز مسلمان نشده بودند ، پس چون ايشان [ 2 ] ] بانگ نماز شنيدند ، هر يكى سخنى گفتند . پس عتّاب گفت : شكر خداى بود كه پدرم مرده بود پيش از آنكه اين آواز [ 3 ] به گوش وى رسيدى ، يعنى بانگ نماز . حارث بن هشام گفت :
اگر دانستمى كه وى بر حقّ است متابعت وى نمودمى ، يعنى پيغمبر ، عليه السّلام ، آنگاه أبو سفيان را گفتند : تو چرا هيچ نمىگوئى ؟ أبو سفيان گفت :
اگر من چيزى گويم ، ترسم كه اين ريگ كه در مسجدست محمّد را خبر دهد
هامش
[ ( 1 - ) ] اين خبر مربوط به عبد اللّه بن عمر در متن عربى ج 4 ص 55 از قول ابن هشام آمده است و به اينكه پيغمبر عليه السّلام ميان دو ستون كعبه نماز كرده باشد صراحت ندارد ، و در مسند امام احمد بن حنبل ( ج 2 ص 3 چاپ مصر 1313 ) چنين آمده است : قال هيهنا بين الاسطوانتين .
[ ( 2 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 3 - ) ] روا : پيش از آنكه چنين آوازى .