تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 885

مساهمون:

ص٨٨٥
گفتا : پاكا خدايا كه او را نظير نيست و انباز نيست ، اوست كه وعدهء بندهء خود راست گردانيد ، و نصرت بندهء خود بداد ، و او را بر دشمنان خود مظفّر و منصور گردانيد و لشكر أحزاب كه جمع آمده بودند [ 1 ] ، يعنى در غزو خندق ، كه مسلمانان بيكبار بردارند و مدينه را خراب و يباب [ 2 ] كنند ، بهزيمت كردى بى جنگى و بعثى [ 3 ] * كه مسلمانان كرده بودند . آنگاه گفت : بدانيد كه حق تعالى ما را اين كرامت ارزانى داشت و كار إسلام بالائى گرفت و دين حق ظاهر شد و مسلمانان همه يكىاند و هيچ كس را بر هيچ كس تفاخر نيست و تظاهر و نسب و بزرگى در قبيله و عشيره ، چنان كه در جاهليّت بر يك ديگر تفاخر و تظاهر مىنمودند ، و هر دعوى كه كسى را در جاهليّت بر كسى بود از خون و مال برخاست ، و به حكم إسلام آن دعوى باطل شد و همه را زير قدم نهادم و از سر آن برخاستم ، و ديگر روى در قريش كرد و گفت اى قريش ، اين ساعت حق تعالى شما را إسلام به روزى كرد و در رقبهء [ 4 ] طاعت ما آورد ، بايد كه با يك ديگر از بهر حسب و نسب خود تفاخر نكنيد و تكبّر ننمائيد . چنان كه در جاهليّت مىكرديد ، كه مردم همه از آدم‌اند و آدم از خاكست و كسى را بر ديگرى فضلى نيست إلّا بتقوى و ورع و ترس خداى تعالى و پرهيزگارى در راه دين ، و اين آيت برخواند :
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى
- الآيه . بعد از ان ديگر بار ، روى به قريش آورد و گفت : اى جمع قريش ، مرا چون يافتيد بعد از آنكه بر شما و كشتن شما قادر و ظاهر شدم [ 5 ] ؟ گفتند : يا رسول اللّه ، آن حلم [ و كرم ] كه از تو بديديم از هيچ كس نديديم كه برادر
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل بخلاف ساير نسخ : جمع بوده بودند . [ ( 2 - ) ] يباب ، ارض يباب كسحاب ، زمين ويران و خراب ( منتهى ) . [ ( 3 - ) ] ايا : بى جنگى سعيى . [ ( 4 - ) ] ساير نسخ : ربقه . [ ( 5 - ) ] روا : بر شما ظفر يافتم و بر كشتن شما قادر و ظاهر شدم .