أستار كعبه گريخته باشند يا دست در حلقهء كعبه زده باشند ، و اين قوم جماعتى بودند كه هر يكى گناهى داشتند و گناهى بزرگ كرده بودند ، و سيّد ، عليه السّلام ، بغايت رنجيده بود . و از جملهء ايشان يكى آن بود كه دبيرى پيغمبر ، عليه السّلام ، كردى و وحى نبشتى ، و بعد از ان مرتدّ شد و از مدينه بگريخت و به مكّه آمد پيش قريش ، و اين شخص در قبيلهء بنى أميّه بود ، و چون او را طلب كردند ، بگريخت و پناه با أمير المؤمنين عثمان برد ، و عثمان ، رضى اللّه عنه ، او را پنهان كرد تا چند روز بر آمد و مردم همه آرميده شدند ، بعد از ان او را بگرفت و در پيش پيغمبر ، عليه السّلام ، آورد و از بهر او شفاعت كرد . و سيّد ، عليه السّلام ، ساعتى خاموش شد و بعد از ان او را به عثمان بخشيد . و چون عثمان رفته بود ، [ پيغامبر أصحاب را گفت : چرا چون من خاموش شده بودم او را نكشتيد ؟ گفتند : يا رسول اللّه ، ما ندانستيم ، إشارتى مىبايست كردن [ 1 ] ] ، سيّد ، عليه السّلام ، گفت :
إنّ النّبىّ لا يقتل بالإشاره .
گفت : پيغمبر خداى كس را به إشارت نكشد . و بعد از ان اين مرد بيامد و مسلمان شد ، و در عهد خلافت عمر ، رضى اللّه عنه ، او را عمل دادند ، و همچنين در عهد خلافت عثمان ، رضى اللّه عنه ، او را عمل دادند [ 2 ] .
و اين شخص از قبيلهء بنى عامر بود و او را [ عبد اللّه بن ] سعد گفتندى .
و ديگر يكى بود كه سيّد ، عليه السّلام ، فرموده بود كه او را زينهار ندهند و هر كجا وى را بيابند بكشند ، عبد اللّه بن خطل [ 3 ] بود كه مسلمان شده بود ، و سيّد ، عليه السّلام ، او را عامل زكات گردانيده بود ، تا از عرب كه اطرافنشين بودند زكات استدى ، بعد از ان يكى از مسلمانان بكشت [ و مرتدّ گشت [ 1 ] ] و باز مكّه گريخت پيش قريش . و او را دو كنيزك بود مغنّيه ،
هامش
[ ( 1 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 2 - ) ] روا : و همچنين عثمان در عهد خلافت خود او را عمل داد .
[ ( 3 - ) ] در اصل و ساير نسخ همه جا : عبد اللّه بن حنظل .