تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 878

مساهمون:

ص٨٧٨
كه هيچ كس [ را ] طاقت آن نباشد [ 1 ] ، خود را دريابيد يا بطاعت وى درآئيد ، و اگر نه بسراى من شتابيد كه مرا اين توقيع و ترفيع [ 2 ] داده است كه : من دخل دار أبى سفيان فهو آمن . پس قريش گفتند : سراى تو كجا كثرت ما را جاى تواند داشت . أبو سفيان گفت : اين يك توقيع ديگر داده است كه : من أغلق عليه بابه فهو آمن ، و من دخل المسجد فهو آمن . گفت : هر كى در خانهء خود بنشيند و دراز پيش خود ببندد ايمن باشد . قريش ، چون سخن أبو سفيان بشنفتند ، بعضى بسراى أبو سفيان دويدند ، و بعضى در سراهاى خويشتن دويدند [ 3 ] و در از پيش خود در بستند ، و بعضى به مسجد حرم گريختند و بنشستند . پس سيّد ، عليه السّلام ، چون بدر مكّه رسيده بود و بديد كه حق تعالى چندان كرامت با وى بكرده است و فتح مكّه او را ارزانى داشته ، تواضع نمود و هم بر سر راحله كه برنشسته بود سجده‌اى بكرد و شكر خداى تعالى بگزارد و بعد از ان به مكّه در شد ، و بردى سرخ يمنى به خود در آورده بود از بهر إحرام ، و أوّل به مسجد حرم رفت و طواف خانهء كعبه بكرد . 148 و چون سيّد ، عليه السّلام ، به مسجد حرم رفته بود ، أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، بخانهء خود رفت و دست پدر برگرفت و او را به خدمت سيّد ، عليه السّلام ، آورد ، و سيّد ، عليه السّلام ، چون أبو بكر را ديد كه دست پدر گرفته بود و او را مىكشيد و مىآورد [ 4 ] ، و پدر أبو بكر بغايت پير بود و ضعيف و
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : طاقت مقاومت ايشان نباشد . [ ( 2 - ) ] در اصل بخلاف ساير نسخ : توقع و ترفع . [ ( 3 - ) ] روا و ط و پا : رفتند . [ ( 4 - ) ] روا : كه دست آن پدر پير مىكشيد و مىآورد .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 878 | قاضى ابرقوه