تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 879

مساهمون:

ص٨٧٩
از پيرى چشمهاى وى بخلل آورده بود ، گفت : هلا تركت الشّيخ فى بيته حتّى أكون أنا آتيه فيه ؟ گفت : اى أبو بكر ، چرا پدر رها نكردى در خانهء خود تا من بر وى رفتمى ؟ أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، گفت : يا رسول اللّه ، اوليتر چنين بود كه وى به خدمت تو آمدى ، نه آنكه تو پيش وى رفتى ، و پدر أبو بكر هنوز به إسلام نيامده بود . چون أبو قحافه ، * پدر أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، پيش پيغمبر ، عليه السّلام ، بنشست ، و [ سيّد ] دست آهسته بر سينهء وى نهاد و گفت : أسلم ، مسلمان شو . پدر أبو بكر گفت : أسلمت ، مسلمان شدم ، و آنگاه گفت : أشهد أنّ لا إله إلّا اللّه و أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه ، و سرو محاسن پدر أبو بكر چون شير اسفيد گشته بود ، سيّد ، عليه السّلام ، گفت : غيّروا هذا من شعره . گفت : اين سپيدى موى وى به چيزى مغيّر كنيد . و سيّد ، عليه السّلام ، چون به ذى طوى رسيد ، لشكر را متفرّق به مكّه فرستاد ، هر گروهى را براهى ، و زبير بن العوّام را بفرمود تا با لشكر از دست چپ به مكّه رود ، و سعد بن عباده را با أنصار بفرمود تا با لشكرى ديگر از دست راست [ 1 ] به مكّه رود ، و بهر أميرى مىفرمود تا با لشكرى از جاى ديگر [ 2 ] بدر رود . پس سعد بن عباده ، چون با لشكر خود از آن جانب كه وى را فرموده بودند ، روى در مكّه نهاد ، اين رجز برگرفت و مىگفت : رجز
اليوم يوم الملحمة * اليوم تستحلّ الحرمة .
يعنى كه امروز روز جنگ است و كارزار ، و امروز آن روز است كه
هامش
[ ( 1 - ) ] متن عربى ج 4 ص 49 : ان يدخل فى بعض الناس من كداء ، و كداء كسماء ، كوهى است به بالاى مكه و نام اين ناحيه معلاة است ( از تاج العروس اقتباس شد ) . [ ( 2 - ) ] ساير نسخ : جانبى ديگر .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 879 | قاضى ابرقوه