تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 880

مساهمون:

ص٨٨٠
بحرمت حرم مبالات نكنيم و قريش را بقتل آوريم . عمر ، رضى اللّه عنه ، اين رجز بشنيد ، در پيش سيّد ، عليه السّلام ، دويد و گفت : يا رسول اللّه ، سعد بن عباده چنين گفت و سر آن دارد كه امروز بر قريش صولتى نمايد . سيّد ، عليه السّلام ، مرتضى على را ، رضى اللّه عنه ، بفرستاد و گفت : برو و علم از سعد عباده بازستان و تو آن را به مكّه اندر بر ، و مرتضى على برفت و علم از وى بستد و به مكّه در رفت . و سيّد ، عليه السّلام ، لشكر با خالد بن الوليد بفرستاد و بفرمود تا از زير مكّه بر بالا آيد [ 1 ] . و چون لشكر قسمت كرده بود ، بفرمود تا هر گروهى از گوشه‌اى به مكّه درآيند ، و خود را با جماعتى از مهاجر و أنصار آهسته مىآمد و أبو عبيدة بن الجرّاح حاجب‌وار از پيش مىآمد و پيغمبر ، عليه السّلام ، از دنبالهء وى مىآمد تا به بالاى مكّه درآمدند و آن جايگه قبّهء [ پيغمبر ] بزدند و لشكر فرود آمد . و صفوان بن أميّه و عكرمة بن أبى جهل و سهيل بن عمرو و اين چند تن از مهتران قريش لشكرى راست كردند و پناه بكوهى بردند از كوههاى مكّه [ 2 ] ، و گذر خالد بن الوليد بريشان بود . چون خالد با لشكر خود نزديك ايشان رسيد ، ايشان فرود آمدند و با خالد بن الوليد جنگ در پيوستند * و جنگى سخت بكردند و از هر دو جانب جماعتى بقتل آمدند ، 149 و بعاقبت خالد بن الوليد ايشان را بهزيمت كرد [ 3 ] . و سيّد ، عليه السّلام ، أميران لشكر را بفرموده بود : [ كه جنگ نكنند إلّا با كسى كه جنگ كند ، گفت اگر جنگ كنند شما نيز جنگ كنيد . و فرموده بود كه جماعتى از قريش را ] بتعيين ، كه اگر ايشان دريابند زينهار ندهند و ايشان را بقتل آورند ، و اگر چه ايشان تقديرا در ميان
هامش
[ ( 1 - ) ] متن عربى : فدخل من الليط ، اسفل مكه . . . كان خالد على المجنبة اليمنى . [ ( 2 - ) ] در اصل : و پناه بكوه بردند و از كوههاى مكّه ، و بر طبق ايا نقل شد . [ ( 3 - ) ] در اصل : و با خالد بن الوليد جنگ در پيوستند و جنگى سخت بكردند و از هر دو جانب جماعتى بقتل آمدند و بعاقبت خالد بن الوليد جنگ در پيوستند و جنگى سخت بكردند ايشان را بهزيمت كرد .