تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 877

مساهمون:

ص٨٧٧
كدام قوم‌اند ؟ عبّاس ، رضى اللّه عنه ، گفت : اين فلان قوم‌اند ، تا آن وقت كه مهاجر و أنصار برسيدند و سيّد ، عليه السّلام ، در ميان ايشان بود و آن را كتيبة الخضراء خواندندى ، از بس كه خود را به آهن و پولاد پوشيده بودند كه از اندام ايشان بجز حدقها پيدا نبود و لشكرى بود كه سواد و كثرت ايشان چشمها خيره كردى و غبار نهضت آن آسمان تيره كردى ، مراكب و مواكب آن از مراتب كواكب [ 1 ] خوبتر بودى و شكوه و انبوهى آن از شوكت كوه قاف بيشتر نمودى [ 2 ] . أبو سفيان چون چنان ديد خيره بماند و تعجّب كرد و گفت : اى سبحان اللّه ، اين چه قوم‌اند چنين با عدّت و شوكت و كثرت ، و اين چه لشكر باشند چنين با برگ و با هيبت ، چشم من هرگز لشكرى چنين نديده است و در جريدهء عرب [ 3 ] هرگز چنين شوكتى و كثرتى نبوده است . آنگاه عبّاس ، رضى اللّه عنه ، او را گفت : اى أبو سفيان ، اين رسول خداست و مهاجر و أنصار با وى برنشسته‌اند . أبو سفيان گفت : اى عبّاس ، ازين پس كسى [ 4 ] طاقت اين لشكر نباشد و كس با ايشان برنيايد ، آنگاه روى باز عبّاس كرد و گفت : كار برادرزادهء تو عظيم بالا گرفت * و ملك وى عظيم ملكى شد . پس عبّاس ، رضى اللّه عنه ، گفت : اى أبو سفيان ، اين نبوّت است نه ملك [ 5 ] . أبو سفيان گفت : بلى چنين است . آنگاه [ 6 ] أبو سفيان را گفت : بچه ايستاده‌اى ، بشتاب و قوم را درياب . أبو سفيان بشتافت ، چون به بالاى مكّه رسيد ، آواز داد و گفت : اى قوم ، اينك محمّد آمد با لشكرى
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : از مراكب كواكب . [ ( 2 - ) ] اين توصيفها و تشبيهها در متن عربى نيامده است . [ ( 3 - ) ] روا و ايا و ط : جزيرهء عرب . [ ( 4 - ) ] روا و ط : كسى را . [ ( 5 - ) ] روا : اين نبوت است نه ملك ، مراتب ملك جداست و مراتب نبوت جداست . [ ( 6 - ) ] پا : آنگاه عباس .