و ما يدريك [ يا عمر ، ] لعل اللّه [ قد ] اطّلع إلى أصحاب [ 1 ] بدر يوم بدر ، فقال : اعملوا [ 2 ] ما شئتم ، فقد غفرت لكم .
گفت : تو چه دانى ، اى عمر ، كه حق تعالى بر أهل بدر در روز بدر نظر عنايت و رحمت كرده است و ايشان را گفته است : اى أهل بدر ، بعد از امروز هر چه خواهيد مىكنيد ، كه شما را بيامرزيدم .
و حاطب بن أبى بلتعه از أصحاب بدر بود ، بعد از ان حق تعالى در حقّ حاطب اين آيت فرو فرستاد ، قوله تعالى :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ
- [ إلى ] قوله تعالى -
قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ
[ 3 ] - إلى آخر السّوره .
پس سيّد ، عليه السّلام ، دهم ماه رمضان از مدينه بيرون شد ، با ده هزار سوار و پياده ، 147 و روى در مكّه نهاد . و ابو رهم كلثوم بن حصين بن عتبة الغفارى [ 4 ] بنيابت خود در مدينه باز داشت . و تا چند روز كه برفت روزه مىداشت و مردم نيز روزه مىداشتند ، بعد از ان سيّد ، عليه السّلام ، روزه بگشود و صحابه نيز بگشودند . و در راه كه مىرفت در هر منزلى كه فرود مىآمدى ، لشكر از هر قبائل كه بودى بر وى جمع آمدندى و مددهاى ديگر از هر گوشه مىرسيدى ، و بدين صفت مىراند و توقّفى نمىكرد تا چند منزلى مكّه برسيد ، جائى كه آن را مرّ الظّهران گفتندى ، و چنان كه دعا كرده بود از پيش ، حق تعالى خبر لشكر إسلام از قريش پوشانيده گردانيده بود و قريش هيچ نمىدانستند كه پيغمبر ، عليه السّلام ، از مدينه بيرون آمد و بكجا رسيد ،
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : اهل .
[ ( 2 - ) ] در اصل : اعلموا .
[ ( 3 - ) ] ممتحنه ، از 1 تا 4 .
[ ( 4 - ) ] در اصل : در مكه نهاد و هم بن كلثوم بن حصين بن عقبة الغفارى . در مغازى واقدى ( ج 1 ص 8 ) : ابن أم مكتوم .