بود كه : سيّد ، عليه السّلام ، عمرو بن أميّهء ضمرى برسولى پيش ملك نجاشى فرستاده بود و نامه به وى نوشته بود كه جعفر با ديگر أصحاب كه از هجرت أوّل باز مانده بودند [ 1 ] گسيل كند و باز فرستد . و چون نامهء پيغمبر [ 2 ] ، عليه السّلام ، * به وى رسيد ، در حال جعفر ، رضى اللّه عنه ، پيش خود خواند و همچنين بقيّت أصحاب كه از هجرت أوّل باز مانده بودند ، ايشان را مراعات كرد و [ دو ] كشتى بساخت و ايشان را در ان نشاند و باز پيش پيغمبر ، عليه السّلام ، فرستاد . و اتّفاق در آن روز كه فتح خيبر بود [ 3 ] رسيدند ، و أسامى آن شانزده تن از أصحاب بتفصيل مسطور است در سيرت [ 4 ] .
و از جملهء ايشان كه از حبش با جعفر بيامده بودند ، يكى خويشاوند عمر بود ، رضى اللّه عنه ، از قبيلهء بنى عدىّ و پسرى داشت كه نام وى نعمان بن عدىّ بود [ 5 ] . و عمر در عهد خلافت خود پسر وى ، نعمان ، عامل ميسان كرد ، و ميسان ولايتى بود از بصره ، و اين مرد برنا بود و طبع شعر نيكو داشت ، و يك روز طبع وى فرا آن داشت ، چنان كه قاعدهء شعرا باشد ، كه در شرب خمر چند بيت بگفت . و اين بيتها اينست كه گفته مىشود :
بيت
الأهل أتى الحسناء [ 6 ] أنّ حليلها * بميسان يسقى فى زجاج و حنتم
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : باز مانده بود ، و بر طبق ساير نسخ ضبط شد .
[ ( 2 - ) ] روا : نوشتهء پيغمبر .
[ ( 3 - ) ] در اصل : بودند ، و بر طبق ساير نسخ ضبط شد .
[ ( 4 - ) ] متن عربى ج 4 ص 3 تا 5 ، و اسامى كسانى كه قبل از معاودت جعفر و يا بعد از ان مراجعت كردهاند و همچنين نام كسانى كه در حبشه وفات يافتهاند در صفحات 6 تا 12 آمده است .
[ ( 5 - ) ] بر طبق متن عربى ج 4 ص 9 پدر نعمان يعنى عدى بن نضله از كسانى است كه در حبشه وفات يافتهاند و خود نعمان است كه از حبشه مراجعت كرده است و نه پدر او ، و نيز نام نعمان در جزو عدهاى كه با جعفر مراجعت كردهاند نيامده است .
[ ( 6 - ) ] در اصل : الخنسا .