كرد ، و در سال حديبيه هم در ماه ذى قعده بيرون رفته بود 136 از مكّه ، و آن بود كه كافران او را نگذاشتند و قرار بدادند كه آينده سال باز شود و زيارت كعبه كند ، و حكايت اين از پيش رفته است [ 1 ] ، و اين سفر نيز عمرة القصاص [ 2 ] گويند ، از بهر آنكه سيّد ، عليه السّلام ، [ هم ] در آن ماه كه كافران او را از زيارت كعبه باز داشته بودند برفت و زيارت كعبه بكرد [ 3 ] . ابن عبّاس گويد ، رضى اللّه عنهما :
وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ
[ 4 ] در قرآن از بهر آن فرود آمده است .
پس چون سيّد ، عليه السّلام ، نزديك مكّه رسيده بود ، قريش بشنيدند و بموجب قرارى كه داده بودند از مكّه بيرون آمده بودند ، و سيّد ، عليه السّلام ، با مسلمانان به مكّه در آمد . و آن سال اتّفاق سالى بود كه رنج و مشقّت و تنگى بسيار بمردم رسيده بود ، على الخصوص بمردم مدينه ، و قريش شنيده بودند كه أصحاب پيغمبر ، عليه السّلام ، همه ، از رنجورى كه كشيده بودند ، بغايت ضعيف و ناتوان شده بودند و در ايشان قوّتى و حركتى نمانده بود .
پس بيامدند و بنزديك دار النّدوه صف بركشيدند ، تا ببينند كه أصحاب محمّد ، عليه السّلام ، چگونه طواف مىكنند و اگر وهنى و ضعفى در ايشان بينند شماتت كنند و زنخ [ 5 ] و استهزا زنند . پس سيّد ، عليه السّلام ، اين معنى دانسته بود ، چون مسلمانان بطواف مىرفتند ، أوّل خود اضطباع [ 6 ] فرمود و
هامش
[ ( 1 - ) ] ص 809 همين نسخهء چاپى .
[ ( 2 - ) ] در اصل : عمرة القضاء ، و بمتابعت از متن عربى ج 4 ص 12 از روا نقل شد .
[ ( 3 - ) ] در اصل : نكرد ، و بر طبق روا ضبط شد .
[ ( 4 - ) ] بقره ، 194 .
[ ( 5 - ) ] روا : ريشخند .
[ ( 6 - ) ] اضطباع ، ردا از زير بغل راست بر كتف چپ انداختن و در اين صورت دوش راست برهنه ماند و اين نوع رداپوشى را اضطباع بدان جهت گويند كه يك بازو برهنه مىماند ( منتهى ) .