چست در ايستاد و أصحاب را گفت :
رحم اللّه امرءا أراهم اليوم من نفسه قوّة .
گفت : رحمت خداى بر آن كس باد كه امروز قوّتى و چستى از خود بنمايد . پس على رغم كافران ، أصحاب نيز اضطباع نمودند و چست در ايستادند و أوّل سيّد ، عليه السّلام ، دست به حجر الأسود نهاد و بطواف در آمد و مىدويد [ در طواف ، و أصحاب جمله بطواف درآمدند و از پى پيغامبر مىدويدند [ 1 ] ] ، تا سه بار طواف كردند همچنان مىدويدند ، و بعد از ان پيغمبر ، عليه السّلام ، ساكن شد و چهار بار [ ديگر ] طواف آهسته بكردند . پس كافران ، چون چنان ديدند ، تعجّب كردند و گفتند : حال بر خلاف آنست كه ما را گفته بودند ، كه أصحاب محمّد سخت با نشاط و قوّتاند . پس دويدن در طواف حاجيان را سه بار ، از ان روز باز سنّت شد .
و چون سيّد ، عَلَيهِ السّلام ، به مكّه درمىرفت * عبد اللّه بن رواحه زمام ناقهء وى در دست گرفته بود و اين رجز مىگفت :
خلّوا بنى الكفّار عن سبيله * خلّوا فكل الخير فى رسوله [ 2 ]
يا ربّ إنّى مؤمن بقيله [ 3 ] * أعرف حقّ اللّه فى قبوله
نحن قتلناكم [ 4 ] على تأويله * كما قتلناكم على تنزيله
هامش
[ ( 1 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 2 - ) ] در اصل : و كل الخير فى سبيله .
[ ( 3 - ) ] در اصل : بقلبه .
[ ( 4 - ) ] در اصل : قلناكم .