تا غدر و خيانت از يهود ظاهر شد . چون خيانت و غدر از يهود ظاهر شد و فتوى سيّد ، عليه السّلام ، از پيش رفته بود به إخراج ايشان ، قوله عليه السّلام :
لا يترك بجزيرة العرب [ 1 ] دينان ،
پس عمر ، رضى اللّه عنه ، ايشان را از خيبر بيرون كرد [ 2 ] .
حكايت قدوم جعفر در روز خيبر
محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه :
چون آن روز كه فتح خيبر ببود ، جعفر بن أبى طالب ، رضى اللّه عنه ، به زمين حبشه مانده بود از هجرت أوّل بار ، و برسيد و سيّد ، عليه السّلام ، بقدوم وى سخت خرّم [ 3 ] شد و برخاست و وى را در برگرفت و ميان هر دو چشمهاى وى بوسه داد و گفت :
ما أدرى بأيّهما [ أنّا ] أسرّ : بفتح خيبر أم بقدوم جعفر ؟
گفت : نمىدانم كه بكدام يكى خرّمى كنم من امروز ، بقدوم جعفر كه بعد از چندين مدّت از زمين حبشه بما باز رسد ، يا بفتح خيبر كه چنين زود و آسان مرا مهيّا شد [ 4 ] ؟ و بعد از ان سيّد ، عليه السّلام ، جعفر را از غنيمت خيبر نصيب داد . و شانزده تن ديگر بودند [ از أصحاب پيغامبر ، صلّى اللّه عليه ، كه ايشان نيز از هجرت أوّل بار در حبش باز مانده بودند و [ 5 ] ] با جعفر ، رضى اللّه عنه ، بيامده بودند . و سبب باز آمدن ايشان از حبش آن
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : فى جزيرة العرب .
[ ( 2 - ) ] حكايت اخراج يهود خيبر و سبب آن در متن عربى ج 3 ص 369 تا 373 بتفصيل ذكر شده است .
[ ( 3 - ) ] روا : عظيم خرم .
[ ( 4 - ) ] ساير نسخ : مهنا شد .
[ ( 5 - ) ] از روا نقل شد .