آيد ، هر وقت كه باشد بگزاريد ، كه حق تعالى چنين مىفرمايد :
أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي .
و مرا فرمود كه : نماز برپاى دارم هر گاه كه ياد آورم .
و فتح خيبر در سنهء سبع بود ، و أسامى جماعتى از مسلمانان كه در خيبر شهيد شدند در سيرت مسطور است [ 1 ] ، و أشعار بسيار در فتح خيبر گفتهاند و همه در سيرت مسطور است [ 2 ] . 134
حكايت أسود الرّاعى
و از جملهء ايشان كه در فتح خيبر شهيد شدند ، يكى أسود الرّاعى يهود بود و شبانى جهودان مىكرد ، ناگاه درآمد و گفت : يا رسول اللّه ، إسلام بر من عرضه كن . سيّد ، عليه السّلام ، إسلام بر وى عرضه كرد و مسلمان شد .
پس چون مسلمان شده بود ، گفت : يا رسول اللّه ، من مردى شبانم و گوسفندان جهودان به امانت پيش من بود و من به أجرت * آن را مىچرانيدم ، اكنون با آن گوسفندان چه كنم تا باز خداوندان رسانم . سيّد ، عليه السّلام ، گفت :
يا أسود ، برخيز و مشتى ريگ برگير و بر روى گوسفندان زن ، كه ايشان خود باز خانهء مالكان خود روند . پس أسود برخاست و مشتى ريگ برگرفت و بر روى گوسفندان زد و گفت : باز خانهء خداوندان خود رويد كه من بيش ازين شما را نخواهم چرانيدن ، پس آن گوسفندان بقدرت خداى تعالى همچنان سر در حصار نهادند و برفتند تا بدر خانهاى خداوندان خود رسيدند ، همانا كه هر يكى از آن گوسفندان [ را ] يكى بر ايشان موكّل بود و او را مىراند تا بدر خانهء خداوندان . چون آن گوسفندان با خداوندان رسيده بودند ، هم در حال ميان مسلمانان و كافران جنگ برآمد ، أسود راعى در آمد و با كافران
هامش
[ ( 1 - ) ] متن عربى ج 3 ص 357 و 358 .
[ ( 2 - ) ] متن عربى ج 3 ص 355 و 356 و 361 تا 363 .