دست وى است ، كه شمله كه وى بخيانت از غنيمت خيبر برگرفته ، اين ساعت آتش در ان افتاده است [ و ] وى را در ان مىسوزد . و يكى از صحابه بشنيد و برفت و گفت : يا رسول اللّه ، من دو شراك [ 1 ] نعلين برگرفتهام ، بى دستورى از غنيمت خيبر ، سيّد ، عليه السّلام ، گفت :
يقدّ لك مثلهما من النّار .
اگرت باز پس نياوردى ، بعوض آن دو شراك ، فرداى قيامت ترا دو شراك آتشى بربريدندى . 133
حكايت عرس صفيّه
پس سيّد ، عليه السّلام ، چون از غزو خيبر بازگرديد ، در راه صفيّه دختر حيىّ بن أخطب به خانه برد ، و در شب كه با وى خلوت خواست كردن [ 2 ] ، بفرمود تا قبّهاى از أديم بزدند ، و در شب آن جايگاه با صفيّة ببود ، و أبو أيّوب أنصارى ، رضى اللّه عنه ، همه شب سلاح برگرفته بود و گرد قبّه مىگرديد و پاس مىپائيد [ 3 ] . تا بامداد كه سيّد ، عليه السّلام ، از قبّه بيرون آمد . أبو أيّوب را كه [ 4 ] گرد قبّه مىگرديد و همه شب خواب نكرده بود گفت [ 5 ] : اى أبو أيّوب ، چرا خواب نكردى [ و همه شب گرد قبّه مىگرديدى ؟ ] گفت : يا رسول اللّه ، اين زنى است كه پدر و شوهر وى ازديكين بكشتهاند و هنوز حديث العهد بكفر ، ترسيدم از وى ، نبايد كه با تو غدرى كند ، از اين سبب مرا خواب در چشم نيامد و همه شب مىگرديدم و پاس [ 6 ]
هامش
[ ( 1 - ) ] شراك ، بند كفش ( منتهى ) .
[ ( 2 - ) ] روا و ط : خواست ساخت .
[ ( 3 - ) ] ايا و پا : پاس مىداشت .
[ ( 4 - ) ] ايا و ط : را ديد كه .
[ ( 5 - ) ] در اصل : و گفت ، از ايا و ط متابعت شد .
[ ( 6 - ) ] در اصل : پارس .