آلود است . و چون سيّد ، عليه السّلام ، لقمهاى از ان برداشت و باز دهان نهاد ، و آن وقت بشر [ 1 ] بن البراء بن معرور حاضر بود و وى نيز از ان لقمهاى برگرفت و باز دهان نهاد و تا آن وقت كه سيّد ، عليه السّلام ، خبر باز داده بود ، وى آن لقمه فرو برده بود . و بعد از ان سيّد ، عليه السّلام ، بفرمود تا آن زن را حاضر كردند و او را گفت : چرا چنين كردى ؟ پس آن زن اعتراف كرد و گفت : يا محمّد ، ترا معلومست كه أصحاب تو پدر و شوهرم بقتل آوردند و نيز مىدانى كه چه بلاها بر قوم ما رسيده است از شما ، و با خود گفتم كه : اين بزغاله زهرآلود كنم و به پيش محمّد فرستم ، اگر وى پيغمبر بحقّ است [ 2 ] ، حق تعالى خود وى را نگاه دارد و او را بياگاهاند تا از وى نخورد ، و اگر نه پيغمبر خداى است و اين دعوى كه مىكند باطل است نداند و بخورد و هلاك شود ، و مردم از دست وى باز رهند . پس آن زن ، چون اين چنين بگفت ، سيّد ، عليه السّلام ، او را معاف فرمود و هيچ به وى نگفت . و بشر بن البراء در حال ، چون آن لقمه خورده بود ، در افتاد و جان بداد و شهيد گشت ، و سيّد ، عليه السّلام ، از آن لقمه هيچ رنجى نرسيد ، لكن هر سال هم در آن مدّت رنجى از آن لقمه بر تن مبارك وى پيدا شدى ، تا هم در آن رنجورى از دنيا مفارقت كرد . و خواهر بشر بن البراء [ 3 ] بعيادت پيغمبر ، عليه السّلام ، رفته بود ، و بشر از كبار صحابه بود ، پس سيّد ، عليه السّلام ، چون او را بديد ، گفت :
يا أمّ بشر إنّ هذا الأوان [ 4 ] وجدت [ فيه ] انقطاع أبهرى
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل همه جا : بشير .
[ ( 2 - ) ] روا و ايا و ط : پيغمبر خداى است .
[ ( 3 - ) ] بنا بر قول ابن اسحاق ( متن عربى ج 3 ص 353 ) ، أم بشر خواهر بشر بن البراء ابن معرور يعنى دختر براء بوده است ، و بنابر قول واقدى ( ج 2 ص 679 ) ام بشر مادر بشر بن البراء بوده است و نه خواهر وى .
[ ( 4 - ) ] در اصل : يا اخت بشير هذا لاوان ، و از متن عربى متابعت شد .