تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 831

مساهمون:

ص٨٣١
و كنانه هم إبا كرد ، * و إنكار نمود [ 1 ] . پس سيّد ، عليه السّلام ، زبير بن العوام را بفرمود تا او را عذاب مىكند تا آن وقت كه إقرار بكند . و زبير او را عقوبت مىكرد و هيچ إقرارى نمىكرد . پس سيّد ، عليه السّلام ، او را به محمّد [ بن ] مسلمه داد تا وى را بعوض برادر خود محمود بن مسلمه باز كشد . پس محمّد برخاست و وى را در حال گردن بزد .

حكايت فدك

[ 2 ] محمّد بن إسحاق گويد ، رحمه اللّه ، كه : أهل فدك چون بشنيدند كه : سيّد ، عليه السّلام ، خيبر بگشود و أهل خيبر بعضى كه زينهار خواستند ايشان را زينهار داد و بعضى كه زينهار نخواستند ايشان را بقتل آورد ، بترسيدند و مرد به خدمت سيّد ، عليه السّلام ، فرستادند كه ايشان را بجان زينهار دهد تا بروند و باقى هر چه ايشان را باشد از مال و ضياع سيّد را ، عليه السّلام ، بازگذارند . سيّد ، عليه السّلام ، ايشان را بدين موجب زينهار داد تا فدك رها كردند و برفتند . و چون أهل خيبر مصالحت نمودند بدانكه عمارت [ 3 ] خيبر مىكنند و ترتيب باغها مىكنند و ايشان نيمه‌اى [ 4 ] از ثمار آن باشد ، أهل فدك نيز بيامدند و هم بدين موجب قرار دادند و مصالحت نمودند . و فدك خاص از ان پيغمبر ، عليه السّلام ، بود ، از بهر آنكه جنگى نكرده بودند و آن را بداده بودند [ 5 ] . و أهل خيبر بعضى كه بزينهار داده بودند ، گفتند كه : ما عمارت
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : هم ابا كرد و نگفت . [ ( 2 - ) ] روا و ايا : اهل فدك . [ ( 3 - ) ] روا : عمارت ضيعتهاى خيبر . [ ( 4 - ) ] در اصل و ايا و ط و پا : سهمى ، و بمتابعت از متن عربى ج 3 ص 352 بر طبق روا ضبط شد . [ ( 5 - ) ] ساير نسخ : بى جنگى آن را بداده بودند .