تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
عادت پيغمبر ، عليه السّلام ، آن بود كه چون شبيخون * بسر قومى بردى از كافران ، چون بنزديك ايشان رسيدى در شب ، آن جايگاه بياراميدى تا صبح برآمدى ، پس اگر بانگ نماز از ميان ايشان بشنيدى ، دست از ايشان بداشتى و غارت نفرمودى . چون بنزديك خيبر رسيد ، در شب بيرون خيبر بيستيد ، پس چون صبح برآمد و بانگ نماز از ميان ايشان نشنيد ، بر نشست و أصحاب را گفت : برنشينيد . چون نزديك حصن خيبر رسيده بودند ، و از بهر كشتها بيرون آمده بودند و بيلها و زنبيلها داشتند ، چون لشكر را بديدند ، گفتند : محمّد و الخميس [ 1 ] [ معه ] . يعنى محمّد و لشكر آمدند و پشت بدادند و بدويدند و باز ميان حصار شدند . چون سيّد ، عليه السّلام ، روى به روى خيبر افگند گفت [ 2 ] : اللّه أكبر ، [ خربت خيبر ] ، إنّا إذا نزلنا بساحة قوم فساء صباح المنذرين . گفتا : خراب شد خيبر ، و ما چون بساحت قومى از كفّار فرود آمديم ، واى بر ايشان [ 3 ] . و در خيبر پنج حصن بود ، أوّل حصن ناعم ، و دوم حصن قموص ، و سوم حصن صعب بن معاذ ، و چهارم حصن وطيح ، و پنجم حصن سلالم . پس اوّل حصنى كه بگشادند حصن ناعم بود و از مسلمانان آن روز محمود بن مسلمه ، رضى اللّه عنه ، بقتل آوردند ، سنگى آسياب از بامى بر سر وى فرو هشتند و او را بقتل آوردند . و ديگر حصنى كه بگشادند [ 4 ] حصن قموص بود و مسلمانان از ان بردهاى بسيار بيافتند و از جملهء ايشان
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل و ساير نسخ فارسى : و الجيش . [ ( 2 - ) ] در اصل : و گفت ، و از روا و ايا متابعت شد . [ ( 3 - ) ] در اصل : واى بر خيبر ، و از روا و ايا متابعت شد . [ ( 4 - ) ] در اصل بخلاف ساير نسخ فارسى : بگذاشتند .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 822 | قاضى ابرقوه