تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 825

مساهمون:

ص٨٢٥
إذ شبّت الحرب تلتها الحرب [ 1 ] * معى [ 2 ] حسامٌ كالعقيق عضب [ 3 ]
پس چون اين رجزها بگفتند ، سيّد ، عليه السّلام ، گفت : كى باشد كه برود و با اين كافر مبارزت كند ؟ محمّد بن مسلمه ، كه برادر وى كشته بودند در حصن ناعم ، در پيش آمد و گفت : يا رسول اللّه ، من بروم كه ديك بود چون برادرم بكشتند ، باشد كه خون برادر باز خواهم . سيّد ، عليه السّلام ، گفت : برو . و چون برفت ، پيغمبر ، عليه السّلام ، او را دعا كرد و گفت : اللّهمّ أعنه عليه . گفت : بار خدايا ، تو يار وى باش . پس محمّد بن مسلمه [ 4 ] ، رضى اللّه عنه ، برفت و با آن جهود در جنگ آمد و ديرگاه با يك ديگر جنگ مىكردند و يكى بر ديگر چيره نمىآمد ، و در نزديكى ايشان درختى مغيلان بود ، و ساعتى اين پناه بدان درخت مىبرد و ساعتى آن ديگر ، پس هر كدام كه بنزديك آن درخت رفتى ، آن ديگر گرد آن درخت مىدويدى و شمشير بر شاخهاى آن درخت مىزدى ، تا بدان صفت جمله شاخهاى آن درخت فرو ريختند و ميانهء آن درخت تنها بماند [ 5 ] ، چنان كه هيچ يكى بنزديك آن درخت نمىتوانستند رفتن . بعد از ان يهودى شمشير درآورد و بر وى راند تا بمغز سر وى زند ، و محمّد بن مسلمه سر در پيش آورد و شمشير يهودى در سپر فرو رفت و يهودى شمشير از سپر باز نتوانست كشيد ، بعد از ان محمّد بن مسلمه شمشير خود بر آن يهودى زد و او را پاره [ پاره ] كرد و بيفگند و بكشت [ 6 ] .
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : اذا اشتدت الحرب و اثر الحرب . [ ( 2 - ) ] در اصل : مضى . [ ( 3 - ) ] در جميع نسخ فارسى از اينجا سه مصراع ديگر ساقط است . [ ( 4 - ) ] در اصل در اينجا و پس ازين : اسلمه . [ ( 5 - ) ] در اصل : بماندند و بر طبق ساير نسخ ضبط شد . روا : تنها بماند چنان كه حايل نمىتوانست شد . [ ( 6 - ) ] روا : او را درافگند و بكشت ، و در متن عربى ج 3 ص 348 : و ضربه محمد بن مسلمه حتى قتله .