تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 819

مساهمون:

ص٨١٩
سر خود گيرد و باز پيش قريش نشود . پس أبو بصير ، چون إجازت يافته بود و دانست كه از جهت عهدى كه ميان پيغمبر ، عليه السّلام ، و ميان قريش رفته است در مدينه نتوان بودن ، برخاست و بساحل بحر رفت ، آن جايگاه كه گذرگاه كاروان قريش بود و آنجا مقام كرد [ 1 ] . و مسلمانان كه در مكّه محبوس بودند ، چون بشنيدند كه أبو بصير در ساحل بحر مقام كرد و پيغمبر ، عليه السّلام ، به إشارت چنان إجازت فرمود ، يگان يگان و دوگان دوگان خود را خلاص مىدادند و مىگريختند و بساحل بحر مىآمدند به پيش أبو بصير ، تا بقرب مدّتى اندك ، قرب هفتاد مرد مسلمان بر سر وى جمع آمدند و آن وقت ايشان در نهادند [ 2 ] و هر كس از قريش كه بگذشتى وى را بكشتندى و هر كاروان كه گذر كردى از ان قريش ببردندى [ 3 ] . بعد از ان قريش بطاقت رسيدند و كس فرستادند به خدمت رسول ، عليه السّلام ، و گفتند : از بهر خداى وصلت رحم را ، أبو بصير با اين جماعت كه با وىاند باز پيش خود خوان ، كه ما را با ايشان كارى نيست و از دست ايشان بطاقت رسيديم . بعد از ان سيّد ، عليه السّلام ، أبو بصير و آن جماعت مسلمانان كه بر سر وى گرد آمده بودند باز مدينه خواند به خدمت خود . و هم در آن مدّت أمّ كلثوم دختر عقبة بن أبى معيط هجرت كرد و از مكّه به مدينه آمد ، پيش سيّد ، عليه السّلام ، و برادران وى بطلب وى آمدند و سيّد ، عليه السّلام ، خواست كه أمّ كلثوم باز دهد به ايشان و او را به مكّه باز برند . حق تعالى آيت فرو فرستاد كه هر چه زنان‌اند و خاص از بهر إسلام هجرت نموده باشند ، ايشان را باز دست كافران مدهيد ، از بهر آنكه
هامش
[ ( 1 - ) ] متن عربى ج 3 ص 338 : حتى نزل العيص ، من ناحية ذى المروة ، على ساحل البحر ، بطريق قريش التى كانوا يأخذون عليها الى الشام . [ ( 2 - ) ] ايا : قرار نهادند . [ ( 3 - ) ] روا : + تا خلقى بسيار از قريش بقتل آوردند .