ما هو لها بخلق .
اين چنين نه عادت وى است .
و لكن حبسها حابس الفيل .
آن كس كه فيل أهل حبشه از مكّه بازداشت تا به مكّه نرفت [ 1 ] ، ناقهء ما نيز بازداشت . آنگاه گفت : اى قوم ، امروز هر التماسى كه قريش از من بكنند ، التماس ايشان بجاى آورم ، و چنان كه ايشان خواهند عهد بكنم [ 2 ] .
پس أصحاب را بفرمود تا هم در آن وادى نزول كردند و صحابه گفتند : يا رسول اللّه ، در اين وادى آب نيست . [ گفت ] كه شما فرود آئيد ، پس لشكر در آن وادى فرود آمدند . پس چون فرود آمده بودند ، سيّد ، عليه السّلام ، تيرى از جعبهء خود بركشيد و به يكى از أصحاب خود داد و گفت : برو و در ميان فلان چاه فرو بر ، و آن چاه چاهى خشك بود و چند سال بود تا هيچ آب نمىداد ، مرد صحابى برفت و آن تير در ميان چاه فرو برد و هم در حال چشمهء آب چون زلال از ميانهء چاه برآمد ، لشكر همه برفتند و آب برگرفتند و هيچ كم نشد از ان پس . در اين حال كه در آن منزل فرود آمده بودند ، كفّار قريش آگاهى يافته بودند و بديل بن ورقاء با جماعتى ديگر هم از قريش برسالت پيش پيغمبر ، عليه السّلام ، فرستادند . * و چون برسيدند ، در آمدند و گفتند : يا محمّد ، بچه كار آمدهاى ؟ سيّد ، عليه السّلام ، گفت :
آمدهام تا زيارت خانهء كعبه بكنم و بازگردم و مرا سر جنگ و خصومت نيست با قريش ، پس اگر جنگ و محاربت فرو گذارند و مرا با ديگر عرب باز گذارند ، من خود با عرب مىكوشم ، اگر من غالب آيم [ 3 ] ، قريش آنگاه
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : + يعنى حق تعالى .
[ ( 2 - ) ] روا : امروز هر التماس كه قريش از من بكنند و بهر موجب كه عهد از من بخواهند من التماس ايشان مبذول دارم و عهد با ايشان بكنم .
[ ( 3 - ) ] روا : چيره آيم .