تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 799

مساهمون:

ص٧٩٩
تظنّ قريشٌ ، فو اللّه لا أزال أجاهد على الَّذى بعثنى اللّه به حتّى يظهره اللّه أو تنفرد هذه السّالفة . گفت : اى شوخ چشم قريش كه ايشانند ، نزديك آن شد كه جنگ و محاربت ايشان را برداشت ، و هنوز از ان سير نمىشوند ، بدبختان [ 1 ] كه ايشانند ، ايشان را چه زيان آمدى اگر جنگ و عربده با ما از سر بنهادندى و مر او جملهء عرب با يك ديگر بازگذاشتندى ، تا اگر عرب غالب آمدى و مرا بكشتندى ، مراد ايشان خود حاصل شدى و ايشان را در ميان نبودندى ، و اگر نه كه من بعرب [ 2 ] غالب آمدمى [ 3 ] ، و ايشان را در رقبهء طاعت خود در آوردمى ، آنگاه ايشان نيز به إسلام در آمدندى ، و اگر نه كه چنين نكنند و با من لجاج برند ، پس سوگند مىخورم به آن خداى كه مرا بيافريده است كه از محاربت و مقاتلت ايشان باز نايستم ، تا آنگاه كه يا سر بنهم و اگر نه بر ايشان ظفر يابم و آنچه خواهم [ 4 ] با ايشان بكنم . پس سيّد ، عليه السّلام ، چون اين سخنها بگفته بود ، آواز برداشت و گفت : كى باشد كه مرا براهى ديگر به مكّه برد ، چنان كه قريش مرا نبينند [ 5 ] ، پس از قبيلهء بنى أسلم يكى برخاست و گفت : يا رسول اللّه ، دليلى كنم ترا و براهى ديگر برويم كه قريش بدان راه نباشند . پس آن مرد در پيش لشكر ايستاد [ 6 ] و ايشان را براهى ديگر درشت ناخوش بدر برد [ 7 ] ، چنان كه لشكر
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : بدبختا ، و بر طبق ايا و پا ضبط شد . [ ( 2 - ) ] روا : بر جملهء عرب . [ ( 3 - ) ] در اصل بخلاف ساير نسخ : آمدى . [ ( 4 - ) ] روا : يا اما حق تعالى مرا بريشان ظهور دهد و آنگه چنان كه خواهم . [ ( 5 - ) ] روا : چنان كه بر لشكر قريش نبايد گذشتن . متن عربى ج 3 ص 323 ، يخرج بنا على طريق غير طريقهم التى هم بها . [ ( 6 - ) ] روا : بود . [ ( 7 - ) ] ايا و ط و پا : براهى درشت ناخوش بيرون برد . متن عربى ج 3 ص 323 : طريقا وعرا أجرل بين شعاب .