عليه السّلام ، فرموده بود كه نماز ديگر مىبايد كه بدر حصن بنى قريظه گزاريد ، ايشان از نماز ديگر تا نماز خفتن تأخير كردند ، قومى كه در بنى قريظه نماز خفتن كردند حق تعالى از ايشان قبول كرد .
پس مرتضى على ، رضى اللّه عنه ، از پيش برفت ، و چون بنزديك حصن جهودان رسيد ، جهودان از بام حصن سفاهت مىكردند و سيّد را ، عليه السّلام ، دشنام مىدادند ، و مرتضى على ، رضى اللّه عنه ، از ان برنجيد و سيّد ، عليه السّلام ، از دور مىآمد و على از پيش سيّد ، عليه السّلام ، باز آمد [ و ] گفت : يا [ رسول اللّه ، اگر از پيش حصن دور تر بنشينى اوليتر بود . پس سيّد ، صلّى اللّه عليه و سلّم گفت ] : يا على ، مگر شنيدى كه ايشان سفاهت نمودند و مرا دشنام دادند ، و تو از ان برنجيدى ؟ گفت : بلى ، يا رسول اللّه ، پس گفت : يا على ، دل فارغ دار كه چون مرا ببينند ، هيچ نيارند گفتن . پس سيّد ، عليه السّلام ، برفت و نزديك حصن فرو آمد و جهودان را آواز داد ، گفت :
يا إخوان القردة و الخنازير [ 1 ] ، هل أخزاكم اللّه و أنزل بكم نقمته .
گفت : اى برادران كپيان [ 2 ] و خوگان ، و اى دشمنان خداى تعالى ، بديديد كه حق تعالى شما را خوار و فضيحت كرد ، و نقمت و بلا بر شما [ 3 ] فرستاد ؟ پس ايشان از بام حصن آواز دادند و گفتند : يا محمّد ، ما هرگز نديديم كه تو بر كسى سفاهت كردى ، چرا بر ما سفاهت مىكنى ؟ اين نه عادت تو است .
و [ پيغامبر در راه چون به بنى قريظه مىرفت ، جماعتى از مسلمانان
هامش
[ ( 1 - ) ] در متن عربى ج 3 ص 245 بخلاف اصل فارسى و مغازى واقدى ( ج 2 ص 500 چاپ لندن ، 1966 ) ، الخنازير ، نيامده است .
[ ( 2 - ) ] كپى ، ميمون ( دهخدا ، لغت نامه ) .
[ ( 3 - ) ] ساير نسخ : بر سر شما .