بر دشمنان خود فرستاده است و ايشان را منهزم كرده است ، و شكر خداى تعالى بگزاردند . و روز ديگر برفتند و قماش و رخت كفّار جمله به مدينه آوردند .
محمّد بن إسحاق گويد : رحمَةُ اللّه عليه ، كه :
أهل كوفه [ 1 ] از حذيفه پرسيدند كه : پيش از آنكه سيّد ، عليه السّلام ، وفات يافت ، شما با سيّد ، عليه السّلام ، چگونه زندگى مىكرديد [ 2 ] و صحبت وى چگونه نگاه مىداشتيد ؟
حذيفه گفت : هر سختى كه پيش ما مىآمدى از بهر رضاى وى تحمّل مىكرديم و شكايتى نمىكرديم . پس أهل كوفه گفتند كه : اگر ما وى را دريافتمانى [ از ] عزّت [ 3 ] وى را بر دوش نشاندمانى [ 4 ] و رها نكردمانى كه وى بر زمين نشستى .
پس حذيفه گفت : اگر شما مطاوعت ما از ان پيغمبر ، عليه السّلام ، ديده بودتانى ، على الخصوص در غزو خندق ، شما را معلوم شدى كه آنچه [ شرط ] خدمت و صحبت وى [ بود ] بجاى مىآورديم [ 5 ] يا نه . بعد از ان حكايت كرد كه : در غزو خندق آن شب كه با دو صاعقه در كفّار قريش افتاد و قوم و قبيلهء غطفان هزيمت بر ايشان افتاد ، پيغمبر ، عليه السّلام ، مرا بفرستاد تا خبرى از ايشان باز دانم و در فرستادن وى بيش از آن نبود كه وى [ 6 ] آواز داد و گفت : كى مىرود كه از لشكر قريش و غطفان خبرى بياورد ؟ و هيچ كس جواب نداد . بعد از ان گفت : هر آن كسى كه برود و خبرى از ايشان بر من آورد
هامش
[ ( 1 - ) ] متن عربى ج 3 ص 242 : قال رجل من اهل الكوفه .
[ ( 2 - ) ] در اصل : مىكردى ، و بر طبق روا ضبط شد .
[ ( 3 - ) ] روا : بعزت . و از ايا و ط و پا متابعت شد .
[ ( 4 - ) ] روا و ط و پا : گرفتمانى . ايا : مىگرفتيم .
[ ( 5 - ) ] اضافات از روا و ط و پا نقل شد . ايا : آنچه شرط خدمت و حق وى بجاى آورديم .
[ ( 6 - ) ] روا : و در فرستادن من بيش از ان نبود كه پيغامبر .