تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 746

مساهمون:

ص٧٤٦
خود و خانهاى ما بدست محمّد واگذاريد [ 1 ] ، و ما را طاقت محمّد نباشد و خان و مان ما در سر اين كار شود و محنت و صداع بر ما بماند . و چون رسولان قريش و غطفان باز پس آمدند و پيغام بنى قريظه بگزاردند ، قريش و غطفان گفتند كه نعيم راست گفت . روز ديگر پيغام باز بنى قريظه فرستادند كه : ما يك مرد بنوا بشما ندهيم و اگر بجنگ مىآئيد نيك ، و اگر نه ما بيش ازين إقامت نخواهيم كرد . بنى قريظه گفتند : ما بيرون نخواهيم آمدن بىنوائى از ان شما كه با ما باشد . پس بدين سبب [ 2 ] اختلاف در ميان ايشان افتاد و از يك ديگر نفور شدند . و حق تعالى لطيفه‌اى ديگر بساخت و هم در شب بادى و صاعقه‌اى بديشان فرستاد و خيمهاى ايشان از جاى بركند و ديگهاى ايشان كه بر سر آتش بود درافگند و خاكى و غبارى عظيم برخاست ، چنان كه چشم باز نديدند [ 3 ] و يك ديگر را باز نشناختند و هزيمت بر ايشان افتاد ، و هر كس زمام اشتر خود مىگرفتند و بر مىنشستند [ 4 ] و قماشها جمله رها مىكردند . و در اين حال سيّد ، عليه السّلام ، * حذيفة بن اليمان [ 5 ] بفرستاد تا أحوال لشكر قريش و [ غطفان [ 6 ] ] باز داند ، و خبرى بازآورد . چون حذيفه بلشكرگاه رسيد ، ديد كه ايشان را هزيمت رسيده بود و دست از يك ديگر بداده بودند و كس با كس نمىپرداخت ، هر كس چنان كه مىتوانند بر مىنشينند و مىگريزند و قماش و رختها بجاى رها مىكنند [ 7 ] . حذيفه هم در حال بدويد و به خدمت سيّد ، عليه السّلام ، آمد و خبر بياورد كه حق تعالى بادى و صاعقه‌اى
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : رها كنيد . [ ( 2 - ) ] روا : سبيل . [ ( 3 - ) ] ايا : چشم ايشان باز نمىشد . [ ( 4 - ) ] ساير نسخ : بر مىنشستند و مىرفتند . [ ( 5 - ) ] در جميع نسخ فارسى : حذيفهء يمانى . [ ( 6 - ) ] از روا نقل شد . [ ( 7 - ) ] ايا : بر جاى مىگذاشتند .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 746 | قاضى ابرقوه