تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 745

مساهمون:

ص٧٤٥
تا محمّد همه را بقتل آورد . اكنون اگر ايشان پيغام بشما فرستند كه نوا بدهيد نبايد كه يكى بفرستيد ، كه راستى اين سخن آنست كه : [ چون [ 1 ] ] شما پيغام بقوم بنى قريظه فرستيد كه بجنگ محمّد آئيد ، ايشان التماس نوا از شما كنند و گويند كه نوا بفرستيد بما . پس چون اين مواضعه با قريش بكرد ، برخاست و بنزديك سروران [ 2 ] غطفان شد و ايشان را گفت : شما قبيلهء من‌ايد و دانيد كه ما را هيچ كس بجاى شما نيست . گفتند : همچنين است . آن وقت نعيم گفت كه : بنى قريظه [ 3 ] ، چنين و چنين * خواهند كرد و همان سخن كه با قريش گفته بود با ايشان باز گفت و هم بدان وجه تقرير كرد . نعيم چون اين مواضعها كرده بود ، برخاست و برفت . پس سرداران قريش و غطفان كس فرستادند به بنى قريظه [ و ] گفتند : ما اين جايگاه نه از بهر إقامت آمده‌ايم و اين ساعت مدّتى است تا ما اين جايگاه نشسته‌ايم ، و چهارپايان ما بى علف شدند و بيشتر بزيان شدند [ 4 ] ، اكنون اگر سر جنگ با محمّد داريد از قلعه به زير آئيد تا فردا به اتّفاق برويم و جنگ با محمّد بكنيم . و شب شنبه بود [ 5 ] كه اين پيغام به بنى قريظه فرستادند و ايشان جواب دادند كه فردا خود روز شنبه است و ما از قلعه بيرون نتوانيم آمدن ، لكن ما آنگاه از قلعه بيرون آئيم كه بجانب [ 6 ] شما مستوثق شويم ، و چند تن از مهتران شما بر ما فرستيد از بهر نوا ، از بهر آنكه ما مىترسيم كه : چون شما [ را ] كار بغايت رسد و جماعتى از هر دو جانب بقتل آيند و چند روز ديگر مقام كنيد شما را ملالتى حاصل شود ، برخيزيد و برويد بخانهاى
هامش
[ ( 1 - ) ] از روا نقل شد . [ ( 2 - ) ] روا : مهتران . [ ( 3 - ) ] در اصل : اى بنى قريظه ، و از ساير نسخ متابعت شد . [ ( 4 - ) ] روا : بزيان رفتند . ايا و پا : بزيان آمدند . [ ( 5 - ) ] روا : و اتفاق شب شنبه بود . متن عربى ج 3 ص 241 : ليلة السبت من شوال سنة خمس . و در مغازى واقدى ( ج 2 ص 440 ) در ذى قعدهء سال پنجم هجرى . [ ( 6 - ) ] ساير نسخ : از جانب .