گفت : يا رسول اللّه ، ما در آن وقت كه كافر بوديم هرگز رشوه به يك دانه خرما به هيچ آفريدهاى نمىداديم و ذلّ و خوارى از كس به خود نمىگرفتيم ، اكنون كه حق تعالى ما را إسلام ارزانى داشت و ما را بر تو عزيز كرد ، از بهر چه ذلّ و خوارى بر خود گيريم و مال خود برشوت بكافران دهيم ، بدان خدائى كه ترا براستى بخلق فرستاد ، كه از خرماى مدينه دانهاى به ايشان ندهيم و با ايشان مىزنيم و مىخوريم تا حق تعالى خود چه تقدير كرده است . سيّد ، عليه السّلام ، گفت : شما دانيد . بعد از ان سعد بن معاذ آن صلح نامه برگرفت [ 1 ] و بدريد و لشكر همچنان در مقابلهء ديگر نشستهاند و هر روز با يك ديگر جنگ مىكنند [ 2 ] . و هرگز عرب خندق نديده بودند ، و چون بيامدند و خندق ديدند كه در حوالى مدينه [ 3 ] كنده بودند ، تعجّب كردند و گفتند كه : اين كيديست كه هرگز عرب نمىدانستند . و سبب خندق بردن آن بود كه : سيّد ، عليه السّلام ، بشنيد كه عرب و لشكر قريش و جملهء جهودان مكّه [ 4 ] جمهور كردهاند و روى در مدينه دارند ، پس صحابه را بخواند و با ايشان مشورت كرد و أحوال بگفت . سلمان ، رضى اللّه عنه ، رسم عجم مىدانست و گفت : يا رسول اللّه ، حوالى مدينه خندقى بايد كندن [ 5 ] تا لشكر كه درآيند بر ما هجوم [ 6 ] نتوانند كردن ، و از بهر اين در عجم هيچ شهرى بىخندق نباشد . بعد از ان سيّد ، عليه السّلام ، به اشارت سلمان بفرمود تا آن خندق بركندند . بعد از ان جمع مهاجر گفتند كه : سلمان از ماست و أنصار گفتند كه : سلمان از ماست ، بعد از ان پيغمبر ، عليه السّلام ، گفت :
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : بستد .
[ ( 2 - ) ] ساير نسخ : نشسته بودند . . . مىكردند ، بنابر مدلول متن عربى ج 3 ص 234 و 235 عبارت « هر روز با يك ديگر جنگ مىكنند » بايد زائد باشد ، و بر طبق ص 233 فقط طرفين به يكديگر تير مىانداختهاند .
[ ( 3 - ) ] در اصل : مكه .
[ ( 4 - ) ] كذا در جميع نسخ فارسى .
[ ( 5 - ) ] روا : خندقى فرو بايد برد . پا : خندقى بايد كردن .
[ ( 6 - ) ] روا : بر ما حمله .