تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
جايگاه آمدند و فردا بروند و ما را و محمّد بهم بازگذارند و ما را طاقت وى نباشد . حيىّ يكتا شيطان بود كه مار به افسون از سوراخ بدرآوردى ، و از دنبالهء كعب بن أسد بازنگرديد تا آنگاه كه هزار حيلت ببر وى آورد و هزار طريق پيش وى بنهاد ، تا وى را از راه ببرد و مساعدت وى نمود بدانكه نقض عهد پيغمبر ، عليه السّلام ، كرد [ 1 ] و با قريش و غطفان سوگند خورد . و چون سيّد ، عليه السّلام ، را خبر دادند كه بنى قريظه نقض عهد كردند و با قريش و غطفان يكى شدند ، سيّد ، عليه السّلام ، سعد بن معاذ و سعد بن عباده [ 2 ] 108 بفرمود تا بروند و أحوال ايشان بازدانند ، و ايشان هر دو رئيسان أنصار بودند * و حكم ايشان در بنى قريظه نافذ بودى همه ، آن وقت ، از بهر نقض [ 3 ] عهد برفتند و ايشان گفتند كه : ما محمّد نشناسيم و با وى هيچ عهد نداريم و مخالفت آشكارا كردند . پس چون ايشان چنان ديدند ، سعد بن معاذ ايشان را [ 4 ] دشنام داد از بهر آنكه وى بود مردى كه تندى [ 5 ] و تيزى داشت ، بعد از ان جهودان نيز [ او را ] دشنام دادند . پس سعد بن معاذ روى باز سعد بن عباده كرد و گفت : 109 برخيز تا برويم ، كه ميان ما و ميان ايشان بيش از سخن است و با ايشان بشمشير [ 6 ] مىبايد كفتن . و سيّد ، عليه السّلام ، چون ايشان فرستاده بود ، گفته بود كه : اگر ايشان مخالفت كرده‌اند و نقض عهد كرده‌اند ، چون باز آئيد بتعريض مرا خبر بگوييد و تصريح هيچ مگوئيد . پس سعد بن معاذ و سعد بن عباده ، چون بازآمدند ، گفتند : يا رسول اللّه ، عضل [ 7 ] و القاره . يعنى بنى قريظه غدر
هامش
[ ( 1 - ) ] روا و پا : كند . [ ( 2 - ) ] در اصل : سعد بن عبد اللّه . [ ( 3 - ) ] از نسخهء عكسى ايا تا اينجا ساقط است . [ ( 4 - ) ] در اصل : سعد بن معاذ ايشان را چنان ديدند سعد بن معاذ ايشان را . [ ( 5 - ) ] روا : حدت . ايا و پا : حدتى . [ ( 6 - ) ] روا : از تيغ . [ ( 7 - ) ] در اصل : عطل .