بر افتاد از ان قوىتر ، و سؤم [ 1 ] كه بزد زيادت از ان هر دو بار برق پيدا شد . من گفتم : يا رسول اللّه ، پدر و مادرم فداى تو باد ، اين چه برقها بود كه از پيش كلند تو برخاست ؟ سيّد ، عليه السّلام ، گفت : يا سلمان ، تو آن را بديدى ؟
گفتم : بلى يا رسول اللّه ، گفت : آن برق كه اوّل بود آنست كه فتح جانب يمن مرا خواهد بود . و برق دوم فتح شام [ 2 ] مرا خواهد بودن . و برق سوم آنست كه فتح جانب مشرق [ 3 ] [ مرا [ 4 ] ] خواهد بودن . پس چون اين فتحها در زمان عمر [ 5 ] ، رضى اللّه عنه ، ظاهر شد ، أبو هريره ، رضى اللّه عنه ، گفت :
اين آنست كه سيّد ، عليه السّلام ، در روز خندق خبر بازداد ، و مفاتيح اين فتحها در آن روز او را بدادند . و ديگر معجزات در آن روز بسيار بود .
پس [ چون [ 4 ] ] سيّد ، عليه السّلام ، از حفر خندق فارغ شد ، لشكر قريش و غطفان برسيدند با ديگر [ 6 ] قبائل عرب ، بيست هزار سوار و پياده بودند [ 7 ] و در مقابلهء مدينه فرود آمدند ، و سيّد ، عليه السّلام ، با سه هزار سوار و پياده از مدينه بيرون آمدند و در كنارهء خندق در مقابل كفّار نزول كردند ، چنان كه خندق ميان ايشان و لشكر كفّار حائلى بود . و حيىّ [ بن ] أخطبّ [ 8 ] ، چون لشكر را بدر مدينه فرود آورده بودند و لشكرى كه تعلّق به وى مىداشت از يهود بنى قريظه بودند ، آن يهود با پيغمبر ، عليه السّلام ، عهد داشتند و ايشان را حصنى بود محكم و فرمان وى نبردند و نيامدند و بعد از ان خود برخاست و بحصن رفت پيش رئيس ، و رئيس بنى قريظه كعب بن الأسد
هامش
[ ( 1 - ) ] روا و ط و پا : سوم بار .
[ ( 2 - ) ] متن عربى ج 3 ص 230 : فتح على بها الشام و المغرب .
[ ( 3 - ) ] در اصل : بخلاف متن عربى و روا و ط و پا : مغرب .
[ ( 4 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 5 - ) ] متن عربى ج 3 ص 230 : فى زمان عمر و زمان عثمان و ما بعده .
[ ( 6 - ) ] در اصل : با يك ديگر .
[ ( 7 - ) ] كذا در اصل و ساير نسخهها ، و بر طبق متن عربى و ص 735 همين نسخه : ده هزار .
[ ( 8 - ) ] در اصل همه جا : كعب بن حيى اخطب .