مكّه بگشاييم و ايشان را در ربقهء [ 1 ] طاعت خود آوريم .
و غزو أحد در روز شنبه [ 2 ] بود ، نيمهء ماه شوّال . تمام شد و هو أعلم .
غزو يازدهم غزو حمراء [ 3 ] الأسد بود
محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه :
سيّد ، عليه السّلام ، هم در روز كه از غزو أحد فارغ شده بود به مدينه باز آمد و روز ديگر ، شانزدهم ماه شوّال بفرمود تا منادى كردند و همان لشكر كه در أحد بودند جمله بازگرد آمدند و جمع شدند ، و سيّد ، عليه السّلام ، [ بفرمود ] كه جمله متّفق شويد و از دنبالهء دشمن برويد و دستورى نداد كه كسى ديگر بيرون شود . پس لشكر كه در غزو أحد بودند از مهاجر و أنصار ، چون منادى پيغمبر ، عليه السّلام بشنيدند ، بجملگى بيرون آمدند و هيچ كس از ايشان إنكارى ننمودند و اگر چه زخم بسيار داشتند ، و سيّد ، عليه السّلام ، برنشست و با ايشان بيرون شد . و غرض سيّد ، عليه السّلام ، از اين حركت آن بود على الفور كه كافران بشنوند و يقين دانند كه مسلمانان را قوّتى هست و ظنّ نبرند كه مسلمانان ضعيفند . و هشت فرسنگ [ 4 ] از مدينه بيرون آمدند و از دنبالهء قريش برفتند تا بمنزلى رسيد كه آن را حمراء الأسد [ 3 ] گفتندى و بفرمود تا آن جايگاه نزول كردند سه روز ، و هم در روز كه آن جايگه برسيد [ 5 ] ، مردى از قبيلهء بنى خزاعه كه نام وى معبد بن أبى معبد [ 6 ] بود ، الخزاعى ، از راه درآمد و روى در مكّه داشت ، و اين معبد هنوز در إسلام نيامده بود
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل بخلاف ساير نسخ : در قبهء .
[ ( 2 - ) ] در اصل بخلاف متن عربى ج 3 ص 106 و ساير نسخ فارسى : دو شنبه .
[ ( 3 - ) ] در اصل و ساير نسخ فارسى بخلاف متن عربى ج 3 ص 108 : جمرة الاسد .
[ ( 4 - ) ] متن عربى ج 3 ص 108 : ثمانية اميال .
[ ( 5 - ) ] روا : و روز اول كه به آن جايگاه رسيد .
[ ( 6 - ) ] در اصل همه جا : معبد بن المعبد .