بود ، و شوهر وى بود [ 1 ] ] نيز كشته بودند ، رضوان اللّه عليهم أجمعين ، و أوّل خبر برادر پرسيد و گفتند كه : وى را كشتند و حمنه از ان هيچ فرياد نداشت ، و او را آمرزش خواست و كلمهء استرجاع بگفت [ 2 ] ، و نيز خبر شوهر پرسيد ، مصعب بن عمير [ 3 ] ، گفتند كه وى نيز كشته شد ، حمنه هم از آنجا [ 4 ] فرياد برآورد و زارى بسيار بنمود ، آنگاه سيّد ، عليه السّلام ، گفت :
إنّ زوج المرأة منها لبمكان .
گفت : زن را هيچ كس بجاى شوهر نبود .
و چون سيّد ، عليه السّلام ، به مدينه درآمد ، از هر سرائى آواز گريه مىشنيد كه بر كشتگان خود مىگريستند و نوحه و زارى مىكردند ، و آب از ديدهء سيّد ، عليه السّلام ، روان شد و گفت : هر كسى را كسى هست كه بر وى مىگريند و مصيبت وى مىدارند إلّا حمزه كه وى را كس نيست . بعد از ان سعد بن معاذ و أسيد بن حضير زنان قبيله را بفرمودند تا بر حمزه نوحه كردند ، از بهر آنكه هر دو رئيس أنصار بودند و بفرمودند تا ، چنان كه بر أهل بيت خود نوحه مىكردند و مىگريستند ، بر حمزه بگريند و نوحه و زارى كردند [ 5 ] . بعد از ان زنان أنصار نوحه كنان و گريهكنان مىآمدند تا بدر مسجد پيغمبر ، عليه السّلام ، و سيّد ، عليه السّلام ، آواز ايشان مىشنيد و از خانه [ 6 ] بيرون آمد و گفت : رحمت خداى بر شما باد ، بخانهء خود بازگرديد ، و هم در آن روز نوحه حرام كرد .
و چون سيّد ، عليه السّلام ، مىآمد از أحد ، زنى از أنصار پيش
هامش
[ ( 1 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 2 - ) ] بر طبق متن عربى ج 3 ص 104 حمنه هم براى برادرش عبد اللّه بن جحش و هم براى خال خود حمزة بن عبد المطلب آمرزش خواسته است و كلمهء استرجاع را گفته .
[ ( 3 - ) ] در اصل بخلاف ساير نسخ : و مصعب بن عمير .
[ ( 4 - ) ] روا : همچنان بر جاى .
[ ( 5 - ) ] ساير نسخ : كنند .
[ ( 6 - ) ] روا : و چون پيغامبر آواز ايشان بشنيد از خانه .