تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
در رخساره مبارك سيّد ، عليه الصّلاة و السّلام ، فرو شد . و كافران از پيش خود گوها [ 1 ] و گورها كنده بودند و سر آن بريگ و رمل پوشيده بودند تا ، چون مسلمانان بر كافران حمله برند ، در آن چاهها افتند . و چون اين زخمها به سيّد ، عليه السّلام ، رسيد ، گوى بود از آن گوها و سيّد ، عليه السّلام ، بران رفت و پاى مبارك وى در ان رفت . پس كافران خواستند كه فرود آيند و سيّد را ، عليه السّلام ، بگيرند ، پس مرتضى على ، كرّم اللّه وجهه ، درآمد هم در حال ، و طلحه با وى بود يعنى با سيّد ، عليه السّلام ، و شمشير بركشيدند و طلحه در پيش او ايستاده بود و بگو فرو شد و مرتضى على دست سيّد ، عليه السّلام ، * بگرفت و طلحه سر در زير پاى پيغمبر ، عليه السّلام ، بنهاد و مرتضى على ، كرّم اللّه وجهه ، [ از بالا ] زور كرد [ 2 ] و طلحه از زير قوّت كرد ، و سيّد ، عليه السّلام ، از آن گو برآوردند . و سيّد ، عليه الصّلاة و السّلام ، زخمها خورده بود و سلاحها بسيار بر خود كرده بود [ 3 ] و حركتى زيادت نمىتوانست كردن ، و چون سيّد ، عليه السّلام ، از آن گور برآوردند ، هنوز از رخسارهء مباركش خون همىدويد و آن حلقهاى سپر هنوز در روى وى نشسته بود . و [ مالك بن سنان پدر [ 4 ] ] أبو سعيد خدرى ، رضى اللّه عنه ، بيامد و آن خون از رخسار مبارك سيّد ، عليه السّلام ، مىشست و پاك همىكرد ، و بعد از ان دهان در ان نهاد و پاك بياشاميد و باز خورد . و بعد از ان سيّد ، عليه السّلام ، گفت : من مسّ دمى دمه لم تصبه النّار .
هامش
[ ( 1 - ) ] گو ، بفتح اول و سكون ثانى ، زمين پست و مغاك را گويند ( برهان ) . روا ، كندها و گورها . [ ( 2 - ) ] روا و پا : قوت كرد . [ ( 3 - ) ] روا : پوشيده بود . ايا : بر خود راست كرده بود . [ ( 4 - ) ] عبارت بين [ ] از جميع نسخ فارسى ساقط است و بمتابعت از متن عربى ج 3 ص 85 الحاق شد .