وى صواب بود ، و مسلمانان أوّل دست راستش بيفگندند و بدست چپ علم نگاه مىداشت ، و بعد از ان دست چپش بيفگندند و علم درافتاد و به سينه نگاه داشت ، و بعد از ان سرش بيفگندند و علم درافتاد و كافران بهزيمت شدند .
پس چون ايشان را اسبابها فراهم آمد و شيطان از سر كوه آن آواز داد و حق تعالى خواسته بود كه جماعتى از صحابه كرامت شهادت بيابند ، مسلمانان [ 1 ] دل شكسته شدند و دست از هم بدادند و هر گروهى بگوشهاى افتادند و پيغمبر ، عليه السّلام ، تنها بگذاشتند ، و كفّار درآمدند و سنگى بر روى [ 2 ] مبارك وى زدند [ و سنگى ديگر بر لب و دندان مباركش زدند و رباعيه وى بشكستند ] [ 2 ] و خون از رخساره مبارك روان شد ، و بدست مبارك خود خون پاك همى كرد و مىگفت :
كيف يفلح قوم خضبوا وجه نبيّهم [ 3 ] و هو يدعوهم [ إلى ربّهم ] .
سيّد ، عليه السّلام ، گفت : چگونه فلاح يابند قومى كه رخسارهء پيغمبر خود را خونآلود كرده باشند و [ او ] ايشان را به راه حقّ مىخواند . و زخمى برخسارهء پيغمبر [ 4 ] ، عليه السّلام ، آمد ، و سبب اين زخم آن بود كه : سيّد ، عليه السّلام ، سپر [ 5 ] داشت ، چون كافران به يك بار حمله به وى آوردند ، سيّد ، عليه السّلام ، بسپر شمشير ايشان را از خود دفع مىكرد . و ابن قمئه يكى بود از كافران و دشمنى از ان سيّد ، عليه السّلام ، بود ، و چون ديد كه شمشيرهاى كافران هيچ كار نمىكرد ، آن ملعون درآمد و سنگى بزرگ برگرفت و بسر مبارك سيّد ، عليه الصّلاة و السّلام ، زد و حلقهء سپر از زخم آن سنگ
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل بخلاف روا و ايا : و مسلمانان .
[ ( 2 - ) ] ساير نسخ : پيشانى . عبارات داخل [ ] از مج نقل شد .
[ ( 3 - ) ] در اصل : نبيهم بالدم .
[ ( 4 - ) ] بر طبق متن عربى ج 3 ص 84 ، يك دندان پيشين و پيشانى و لب پيغمبر عليه السلام آسيب ديده است .
[ ( 5 - ) ] كذا در جميع نسخ فارسى و در متن عربى ج 3 ص 85 : حلقتان من حلق المغفر .
مغفر كمنبر زره خود كه زير كلاه پوشند ( منتهى ) .