على الخصوص * سخت محترم بود و مقبول ، از براى آنكه در جاهليّت ترك بتپرستى كرده بود و سر بزهد و رهبانيّت [ 1 ] برآورده بود ، و پلاس پوشيدى و پيوسته از خلق عزلت گرفتى و قوم وى از اين سبب او را دوست داشتندى و عظيم تقرّب و تبرّك به وى نمودندى . پس چون سيّد ، عليه السّلام ، به مدينه آمد ، برخاست و به حضرت پيغمبر آمد ، عليه السّلام ، و گفت : اى محمّد ، اين چه دين است كه تو آوردهاى ؟ سيّد ، عليه السّلام ، گفت : اين دين حقّ است و دين حنيفيّت و دين إبراهيم ، عليه السّلام .
أبو عامر گفت : پس من بر دين إبراهيم ام [ 2 ] ، [ پيغامبر ، صلوات اللّه عليه ، فرمود كه : تو بران نيستى . أبو عامر گفت : بلى من بر دين ابراهيم ام [ 3 ] ] و ليكن ، اى محمّد ، تو در دين ابراهيم بدعتها آوردهاى . سيّد ، عليه السّلام ، گفت : لا ، بل كه من در دين حنيفيّت پاك و هويدا ام .
جئت بها بيضاء نقيّة .
آنگاه أبو عامر گفت : اى محمّد ، آن كس كه دروغ گويد ، لا جرم او را از خان و مان آواره كند خداى تعالى ، و در غربت و تنهائى و بى كسى بميراند . و آن دشمن خداى بتعريض در اين سخن ، پيغمبر ، عليه السّلام ، برش مىخواست ، يعنى حال چنين است و چنين خواهد بود . بعد از ان پيغمبر ، عليه السّلام ، جواب وى باز داد و گفت : آن كس كه دروغ گويد ، خداى تعالى با وى چنين كناد كه تو گفتى . پس چون اين ماجرا برفت ، أبو عامر ، كه دشمن خداى و رسول بود ، محترز شد و بترسيد و از مدينه برخاست و بشب بگريخت با سيزده [ 4 ] تن از قوم خود و روى در مكّه نهاد ، و آن جايگه مىبود و قريش را بر خصمى پيغمبر ، عليه السّلام ، تحريض مىكرد و ايشان را بدان
هامش
[ ( 1 - ) ] ساير نسخ : در اصل بخلاف ساير نسخ و لغت : رهابت .
[ ( 2 - ) ] روا و ط : حنفيتام .
[ ( 3 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 4 - ) ] در متن عربى ج 2 ص 235 : ببضعة عشر رجلا .