برداشتى و بقياس و برهان حجّت ايشان باطل كردى ، با تو لجاج و عناد نمايند و از سر جحود و إنكار خلاف و حجّت آرند ، تو با ايشان طريق [ 1 ] مناظرت در باقى كن و طريق مباهلت پيش گير . پس چون اين آيت فرو آمد ، سيّد ، عليه السّلام ، نصارى را پيش خود خواند و اين آيت بديشان فرو خواند ، آنگاه ايشان را گفت : اگر تسليم من مىكنيد بحجّت و دليل ، چنان كه با شما گفتم ، فخير ، و اگر نه بيائيد تا مباهلت كنيم ، كه هر كى دروغ زن باشد ، لعنت خداى بر وى كنيم و لعنت خود [ 2 ] ، و خداى تعالى جزاى وى بدهد . و مباهلت آن بود كه : دو تن يا دو گروه دعاى بد بكنند بر يك ديگر ، پس هر يكى [ كه ] ظالم باشد حق تعالى وى را رسوا گرداند و نقمت و عذاب خود بر وى فرو فرستد و او را و ذريّت وى را مستأصل بكند و مستهلك گرداند .
پس نصارى ، چون اين آيت بشنيدند ، بترسيدند و گفتند : يا محمّد ، اين يك شب ما را مهلت ده تا به خود باز رسيم و با يك ديگر مشورتى بكنيم * و فردا ترا جواب باز دهيم . سيّد ، عليه السّلام ، گفت : شايد . ايشان برفتند و در شب با هم بنشستند و با هم مشورت كردند ، پس عاقب كه مهتر ايشان بود گفت : اى قوم ، مىدانيد كه محمّد پيغمبر خداى است و قول وى هر چه گفت و مىگويد راست است و جواب سؤالهاى شما ، چنان كه صواب بود در حقّ عيسى ، باز داد و اين ساعت شما را هيچ حجّت نماند ، و ديگر شما را از إنجيل معلومست كه ، هر قومى كه با پيغمبرى از پيغمبران خداى مباهلت كردند ، عذاب خداى به ايشان فرو آمد و فرود آيد و ذريّت ايشان منقطع [ شود ] و تا جاويد در نقمت و سخط خداى تعالى باشند . اكنون شما را از دو كار يكى بايد كردن : يا بدين محمّد درآئيد و متابعت وى كنيد ، كه شما را معلومست
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : بطريق ، و از ساير نسخ متابعت شد .
[ ( 2 - ) ] كذا و در ساير نسخ عبارت : و لعنت خود ، نيامده است .