باب بيست و پنجم
در مناظرهء نصاراى نجران با سيّد عليه السّلام [ 1 ]
محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه :
شصت سوار از مهتران [ ترسايان [ 2 ] ] نجران برنشستند و به خدمت پيغمبر ، عليه السّلام ، آمدند ، و سه تن بودند در جملهء ايشان كه مدار رياست و ولايت قوم بر ايشان بود . يكى عاقب گفتندى . و ديگر سيّد ، * و سه ديگر أبو حارثه .
و عاقب أمير قوم بود و صاحب راى و فرمان ده ، چنان كه قوم وى بى حكم وى هيچ كار نكردندى . و سيّد آن بود كه قوم وى در هر كار التجا به وى كردندى و از وى استعانت و استصواب طلبيدندى . و أبو حارثه دانشمند و قاضى و إمام ايشان بود ، چنان كه در علم إنجيل بتخصيص سرامدى بود [ 3 ] ، و مرجع نصارى در أحكام وى بود . و نصارى در آن وقت بر سه فرقت [ 4 ] بودند : فرقتى از ايشان اعتقاد آن داشتند كه عيسى خدايست [ 5 ] ، و فرقتى ديگر اعتقاد آن داشتند كه پسر خدايست ، و فرقتى ديگر ثالث ثلاثه مىگفتند . و شبهت ايشان كه مىگفتند كه عيسى خداست ، آن بود كه وى مرده زنده
هامش
[ ( 1 - ) ] تفصيل فهرست اين باب در صفحهء 15 ديباجهء همين نسخه آمده است .
[ ( 2 - ) ] از روا و ط نقل شد .
[ ( 3 - ) ] روا و ط : على الخصوص بر سر آمده بود . ايا و پا : بر سر آمده .
[ ( 4 - ) ] روا و ط : گروه .
[ ( 5 - ) ] در اصل : + آن بود كه وى مرده زنده مىكرد و كور مادر زاد بينا مىكرد و اين عجايبها صفت خداى است . چون اين عبارت عينا تكرار مىشود و زائد بود بمتابعت از ساير نسخ حذف شد .