لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ . وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ
.
اى محمّد ، ايشان را بگوى : او خداونديست آفريدگار ، در ذات يكتا و در صفات بى همتا . نه كسى از وى زاد و نه وى از كسى زاد ، علّت جملهء آفريدهها صنع اوست و صنع او را علّت نه ، و وجود همه عالم أثر قدرت اوست و قدرت او [ را ] [ 1 ] مؤثّر نه .
پس چون سيّد ، عليه السّلام ، سورت الإخلاص بر ايشان فرو خواند ، ديگر گفتند كه : اين بدانستيم كه وى آفريدگارست و آفريده نيست ، بگو ما را تا وى چگونه است ؟ و ديگر حق تعالى اين آيت فرو فرستاد ، قوله تعالى :
وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ [ 2 ]
.
اى محمّد ، ايشان را بگوى كه ذات وى در وهم نيايد [ 3 ] و مأمورى او را تقدير و مقدور نتوان كرد و حقيقت وى در فهم نگنجد ، تا بمثالى [ 4 ] او را مصوّر توان كرد .
اين بود حكايت يهود و منافقان كه ما در اين ترجمه بياورديم . و ديگر حكايات و مناظرات [ 5 ] و مجادلات ايشان كه با پيغمبر ، عليه السّلام ، كردهاند و آيتها كه بدان وارد شده است جمله در سيرت مذكور است [ 6 ] و بشرح بنموده است [ 7 ] .
و اللّه هو الملهم .
هامش
[ ( 1 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 2 - ) ] زمر ، 67 .
[ ( 3 - ) ] روا و ط : + تا صورت او را مقدر توان كرد .
[ ( 4 - ) ] روا و ط : تا مثال .
[ ( 5 - ) ] ايا : حكايات مناظرات . روا : حكايات ايشان و مناظرات .
[ ( 6 - ) ] رجوع شود به متن عربى ج 2 ص 177 تا 221 . 66
[ ( 7 - ) ] پا : + و از آنجا معلوم شود . ط : در سيرت مذكور و مسطور است و بعد از ان در مناظره گفته آيد .