جمله به حساب آورد و گفت [ 1 ] : [ ألف يكى و لام سيه و رى [ 2 ] دويست [ 3 ] ، ] اين جمله دويست و سيه و يكى باشد . و ديگر پرسيد كه هيچ ديگر از اين حروف به تو فرود آمده است در قرآن ؟ سيّد ، عليه السّلام ، گفت : بلى . گفت : چيست ؟ گفت :
المر . گفت : اين درازتر است از انها و جمله به حساب آورد و گفت : [ الف يكى و لام سيه و ميم چهل و رى دويست [ 3 ] ، ] اين [ جمله [ 3 ] ] دويست و هفتاد و يكى باشد ، آن وقت گفت : اى محمّد ، كار بر تو معمّا و ملبّس بكردهاند و معيّن و پيدا نكردهاند كه بقا و ملك أمّت تو [ 4 ] چند خواهد بود . آنگاه أبو ياسر ، برادر حيىّ بن أخطب ، گفت : اى يهود ، دور نيست كه مجموع اين جمله مدّت بقا و ملك محمّد و أمّت وى است ، آن وقت حساب از سر باز گرفت و گفت : هفتاد [ و يك [ 3 ] ] ، و صد و شصت و يك [ 5 ] ، و دويست و سى و يك ، و دويست و هفتاد و يك ، اين جمله هفتصد و [ سى [ 6 ] و ] چهار سال باشد و اين جمله بقاى دين محمّد خواهد بودن .
پس بعد از ان در حقّ اين جماعت كه التباس آوردند درين ، حقّ تعالى اين آيت فرو فرستاد ، قوله تعالى :
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ * الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ [ 7 ]
.
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : به حساب جمل درآورد و گفت .
[ ( 2 - ) ] ط : را .
[ ( 3 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 4 - ) ] روا و ط : مدت بقاى ملك تو و ملك امت تو .
[ ( 5 - ) ] در اصل و روا و ايا و پا : سى و يك ، و از ط نقل شد .
[ ( 6 - ) ] كلمهء سى از جميع نسخ فارسى ساقط است و قياسا بمتابعت از متن عربى الحاق شد .
[ ( 7 - ) ] آل عمران ، 7 .