كدامست . پس چون أهل مدينه از اين جهت فارغ شدند ، نخست پيغمبر ، عليه السّلام ، از بيرون مدينه به قبا فرود آمد ، بسراى كلثوم بن هدم ، و بعضى گويند بسراى سعد بن خيثمه [ 1 ] .
و على ، رضى اللّه عنه ، بعد از پيغمبر ، عليه السّلام ، سه روز در مكّه بود ، تا وديعتها و امانتهاى مردم باز داد . بعد از ان ، از دنبالهء سيّد ، عليه السّلام ، بيامد و سيّد ، عليه السّلام ، هنوز در قبا بود و به مدينه نرفته بود ، كه على ، كرّم اللّه وجهه ، برسيد . 58
روز دوشنبه بود كه سيّد ، عليه السّلام ، در قبا فرود آمد ، و دوشنبه و سهشنبه و چهارشنبه و پنج شنبه در قبا مقام كرد ، و آن مسجد كه اين ساعت در قبا بمانده است در اين چند روز بنا كردند . چون روز جمعه بود ، برخاست و به مدينه درآمد و نماز جمعه بگزارد ، در آن مسجد * كه در ميان رودخانه از بيرون مدينه بود . و اللّه هو متمّم الأمور .
حكايت رفتن پيغمبر عليه السّلام به اندرون مدينه
پس چون سيّد ، عليه السّلام ، برنشست كه به اندرون مدينه رود ، اوّل رئيسان و مهتران قوم بنى سالم ، عتبان بن مالك ، و عبّاس بن عباده و غيرهم ، درآمدند و زمام اشتر پيغمبر ، عليه السّلام ، بگرفتند و گفتند : يا رسول اللّه ، پيش ما فرود آى كه هر مال كه ترا بايد و هر لشكر كه ترا بايد ، ما از بهر تو ترتيب كنيم و شب و روز جملهء قوم به خدمت تو باز داريم و خود بيستيم و آنچه شرط خدمت است بجاى آوريم . سيّد ، عليه السّلام ، گفت : زمام اشتر من رها كنيد كه وى را فرمودهاند كه كجا رود . بعد از ان ، زمام اشتر وى رها كردند . چون پارهاى راه برفت ، مهتران قبيلهء بنى بياضه ، زياد بن لبيد ، و فروة بن عمرو ، و غيرهم ، درآمدند و زمام ناقه بگرفتند ،
هامش
[ ( 1 - ) ] در متن عربى ج 2 ص 138 : و نزل ابو بكر الصديق على خبيب بن اساف .