تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
نبود ، مگر أبو بكر و على ، رضى اللّه عنهما ، و أبو بكر با سيّد ، عليه السّلام ، رفيق [ 1 ] بود ، و على را بفرمود كه : تو در مكّه بيست و امانتها و وديعتهاى مردم بازده ، و أهل مكّه [ 2 ] منافق و موافق چيزى كه داشتند پيش سيّد ، عليه السّلام ، نهاده بودند ، از بهر آنكه اعتماد كلّى به وى داشتند و به هيچ كس ديگر نداشتند . پس چون كارها ساخته بودند ، پيغمبر ، عليه السّلام ، و أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، براهى مجهول بيرون آمدند [ 3 ] . كوهى بنزديك مكّه بود و آن را كوه ثور گويند و در ان مغاره‌اى [ 4 ] هست ، و چون برفتند ، در آن مغاره رفتند و بنشستند . و أبو بكر پسر خود را فرمود ، عبد اللّه ، كه با قريش مىنشيند و مىشنود كه ايشان در كار سيّد ، عليه السّلام ، چه مىگويند و چه تدبير مىسازند ، و بشب باز پيش ايشان مىشود و احوال مىگويد ، و شبان خود را فرموده بود ، تا هر شب گوسفند آنجا [ 5 ] آورد و هم آنجا به دو شد ، و أسماء دختر خود را فرموده بود ، تا طعامى سازد و هر شب بر ايشان مىبرد . پس چون سيّد ، عليه السّلام ، و ابو بكر بدر مغاره رسيدند شب بود ، و ابو بكر سيّد ، عليه السّلام ، را گفت : تو مرو تا من در روم و در آنجا ببينم ، مگر گزنده‌اى باشد . ابو بكر ، رضى اللّه عنه ، در رفت و بديد * و بعد از ان سيّد ، عليه السّلام ، در آن مغاره شد ، و سه شبانروز آنجا مىبودند تا مردم را بيارميدند از حديث ايشان ، و سر راههاى گرفته [ 6 ] رها كردند . و [ چون ] [ 7 ] قريش را معلوم شد كه سيّد ، عليه السّلام ، با ابو بكر بيرون شدند ، بهر جائى و بر هر راهى مرد بطلب ايشان فرستادند و
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : و ابو بكر خود با پيغامبر همراه بود . [ ( 2 - ) ] روا و ط : كه در مكّه باز ايستد و امانتها و وديعتها كه مكيان به وى سپرده بودند باز جاى دهد و اهل مكه . [ ( 3 - ) ] در متن عربى ج 2 ص 130 : فخرجا من خوخة لابى بكر فى ظهر بيته . [ ( 4 - ) ] روا و ط : غارى . [ ( 5 - ) ] روا و ط : گوسفندان هر شب بدر آن غار . [ ( 6 - ) ] روا و ط : راهها كه بگرفته بودند . [ ( 7 - ) ] از ط نقل شد . روا : قريش چون .