تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
در سخن سيّد ، عليه السّلام ، مىكرد و مىگفت : اى قوم ، محمّد دعوى مىكند كه اگر شما متابعت من كنيد و بدين من درآئيد و فرمان من بريد ، ملوك عرب و عجم شويد و ديگر ، چون از گور برخيزيد ، بهشت جاودانه شما را بود ، و اگر چنين نكنيد و فرمان من نبريد ، شما را همچون گوسفند بكشند و فرداى قيامت شما را به آتش دوزخ بسوزانند . در اين سخن بود كه سيّد ، عليه السّلام ، مشتى خاك برگرفت و از خانه بيرون آمد و جواب أبو جهل باز داد و گفت : بلى منم كه اين دعوى مىكنم و تو از جملهء ايشانى كه فردا در غزو بدر ، چون گوسفند ، ترا سر ببرّند و چون از گور برخيزى ، ترا هم به آتش دوزخ بسوزانند . اين بگفت و سورت يس آغاز كرد و گفت :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . يس . وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ . إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ . عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ . تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ . لِتُنْذِرَ قَوْماً
- إلى قوله -
وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ [ 1 ]
. چون اين آيت بخواند ، آن خاك بر سر ايشان افشاند و خود برفت و حق تعالى ديده‌هاى ايشان كور گردانيد و او را نديدند . بعد از ساعتى كه سيّد ، عليه السّلام ، گذشته بود ، و ايشان به انتظار ايستاده بودند ، يكى هم از قريش درآمد و گفت : شما بچه كار اينجا ايستاده‌ايت ؟ گفتند : به انتظار آنكه محمّد بخسپد و ما برويم و كار خود بگزاريم . گفت : شما كور بوديد ، چون وى بر شما بگذشت و خاك بر سر شما پاشيد . ايشان باور نكردند و دست دراز كردند و سرهاى خود [ 2 ] ديدند پر خاك و هم باور نكردند و برفتند و در خانه نگاه كردند ، على را ديدند كه در فراش سيّد ، عليه السّلام ، خفته بود و برد يمانى سيّد ، عليه - السّلام ، در سر كشيده بود ، بشكّ درافتادند ، بعضى گفتند : اينك محمّد [ است ]
هامش
[ ( 1 - ) ] يس ، 1 تا 9 . [ ( 2 - ) ] ايا : پيكرهاى خود .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 463 | قاضى ابرقوه