خرّمى بنمودى و ايشان را دعا و ثناى خير گفتى و بعد از ان ايشان را گفتى : زه ، اى روحهاى پاك ، از [ 1 ] جسدهاى پاك آمدهاى ، و چون بعضى ديگر بر وى عرضه كردندى ، عبوس برآوردى و بر ايشان نفرين كردى و گفتى : هزار لعنت بر شما و روحهاى خبيث و پليد شما باد كه از جسدهاى پليد و خبيث بيرون آمدهايد . من از جبرئيل پرسيدم كه اين كيست ؟ گفت : پدر تو است آدم ، و أرواح فرزندان وى بر وى عرض مىكنند . [ چون ارواح مؤمنان بر وى عرضه كنند ، خرّم شود و ايشان را ، ] چنين كه ديدى ، دعاى خير كند [ و چون ارواح كافران بر وى عرض كنند ، چنين كه ديدى ، ] دژم شود و ايشان را نفرين و لعنت كند [ 2 ] .
و سيّد ، عليه السّلام ، گفت : هم در آسمان دنيا جماعتى ديدم كه لب و دندانهاى ايشان چون لب و دندان اشتران ، و در دست ايشان سنگ پارههاى آتشين ديدم كه برمىگرفتند و مىخوردند ، چون خورده بودند ، از زير ايشان بيرون مىآمد . از جبرئيل پرسيدم كه اين [ 3 ] كيستند ؟ گفت : اين جماعتىاند كه مال يتيمان خوردهاند [ 4 ] بظلم و تعدّى ، و حق تعالى ايشان بدين بلا مبتلا كرده است .
و چون از ايشان بگذشتم ، جماعتى ديدم كه شكمهاى ايشان آماس كرده و بزرگ * شده بصفتى كه من از ان زشتتر [ 5 ] و بتر [ 6 ] نديدم ، و ايشان به راه گذر قوم فرعون نشانده بودند ، و هر گاه كه ايشان را عذاب كردندى ، قوم فرعون از دوزخ درآوردندى و ، بر مثال اشتران تشنه چون آتش پارهها ، بر سر ايشان بگذرانيدندى و ايشان پاى مال خود كردندى ، و نتوانستندى كه از جاى خود
هامش
[ ( 1 - ) ] روا و ايا : زهى روحهاى پاك كه از .
[ ( 2 - ) ] در اصل : و ارواح فرزندان وى بر وى عرض مىكنند چنين كه ديدى ، بعضى دعاى خير كند و بعضى ديگر دژم شود و ايشان را نفرين و لعنت كند . و از روا بمتابعت از متن عربى ج 2 ص 46 نقل شد .
[ ( 3 - ) ] روا و ط و پا : ايشان .
[ ( 4 - ) ] در اصل : خوردهام .
[ ( 5 - ) ] كذا ، روا و ط : زشتتر چيزى .
[ ( 6 - ) ] كذا ، ايا و پا : بدتر .