برخاستندى و بجاى ديگر رفتندى . از جبرئيل ، عليه السّلام ، پرسيدم كه اين چه قوماند ؟ گفت : اين جماعت رباخوارگاناند ، و حق تعالى ايشان را بدين [ 1 ] مبتلا كرده است .
سيّد ، عليه السّلام ، گفت : جماعتى ديگر ديدم كه پيش ايشان گوشت فربه نيكو نهاده بودند ، و در پهلوى آن گوشتى چند لاغر گنديده نهاده بودند ، و ايشان را از آن گوشت لاغر گنديده مىخوردند [ 2 ] ، و دست بدان گوشت فربه [ نيكو ] نمىنهادند . از جبرئيل پرسيدم كه اين كيانند ؟ گفت : اين آن قوماند كه زنان حلال خود داشتند و رها كردهاند و گرد زنان ديگر گرديدهاند به حرام .
حق تعالى ايشان را بسبب آن بدين مبتلا كرد .
و سيّد ، عليه السّلام ، گفت : ديگر جماعتى زنان ديدم كه ايشان را بپستانها آويخته بودند [ 3 ] . پرسيدم كه ايشان كيانند ؟ گفت : آن جماعتى زناناند كه با شوهران خود خيانت كردهاند و مردان بيگانه بجاى ايشان در آوردهاند ، و فرزندى كه حلال زاده نباشد بشوهران خود نسبت كنند ، و حق تعالى ايشان را بدين عذاب گرفتار [ 4 ] كرده است . سيّد ، عليه السّلام ، چون اين بگفتى ، اين خبر فرو خواندى و گفتى :
اشتدّ غضب اللّه على امرأة أدخلت على قوم من ليس منهم ، فأكل حرائبهم [ 5 ] ، و اطّلع على عوارتهم .
گفتا : خشم خداى تعالى عظيم سخت است بر زنى كه خيانت كند و فرزندى كه ، نه از شوهر حلال وى باشد ، بحلال بيرون آورد ، تا در ميان قوم وى مىباشد و مال ايشان مىخورد و بر عورات ايشان مىنگرد .
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : + عذاب . ط : + بلا .
[ ( 2 - ) ] در اصل بخلاف ساير نسخ و متن عربى ج 2 ص 47 : مىخريدند و . . .
[ ( 3 - ) ] روا و ط : از پستانها در آويخته بودند .
[ ( 4 - ) ] ساير نسخ : مبتلا .
[ ( 5 - ) ] در اصل : خوائبهم .