إبراهيم ، عليه السّلام . [ و ديدم كه هر روز هفتاد هزار فرشته به زيارت بيت المعمور آمدندى و به اندرون آن شدندى و باز بيرون آمدندى [ 1 ] ] . و از جبرئيل پرسيدم كه از كجا مىآيند و بكجا مىروند ؟ گفتا : اين قوم كه اين ساعت در رفتند تا قيامت نوبت بر ايشان نيايد .
و بعد از ان مرا ببهشت بردند و در آنجا كنيزكى ديدم سخت با جمال و نيكو و زيبا ، چنان كه من هرگز بدان زيبائى [ 2 ] نديدم ، پرسيدم كه اين كنيزك از ان كيست ؟ گفتند : از ان زيد بن حارثه خواهد بودن ، غلام تو .
و در روايت عبد اللّه بن مسعود هست كه سيّد ، عليه السّلام ، بدر هر آسمانى كه برسيدى ، اهل آن آسمان درآمدندى و از جبرئيل ، عليه السّلام ، پرسيدندى كه اين كيست كه با تو است ؟ جبرئيل ، عليه السّلام ، ايشان را گفتى :
[ اين محمّد است ، ايشان پرسيدندى [ 3 ] ] كه محمّد برانگيختند و او را برسولى فرستادند بخلق ؟ [ جبرائيل گفتى : بلى . آنگه [ 3 ] ] ايشان در بگشادندى [ 4 ] و بشارت به يك ديگر مىدادندى و خرّمى مىكردندى و بيامدندى و بر سيّد ، عليه السّلام ، سلام كردندى و تحيّت و تهنيت وى بگزاردندى تا به آسمان [ 5 ] هفتم درگذشت و بحقّ رسيد ، آنچه از گفتنى بود بگفت و شنفتنى بشنفت و بديد آنچه مىبايست ديد . و آنگاه حق تعالى [ 6 ] پنجاه نماز بر وى فرض كرد و از آن جايگاه باز زير آمد .
* چون به آسمان ششم رسيد ، موسى ، عليه السّلام ، وى را بديد ،
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : و ملائكه بسيار ديدم كه پيرامون بيت المعمور طواف مىكردند و به اندرون آن مىشدند و مىرفتند . و بمتابعت از متن عربى ج 2 ص 49 از روا نقل شد .
[ ( 2 - ) ] روا و ط : بدان خوبى صورت .
[ ( 3 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 4 - ) ] روا : در بازگشادند .
[ ( 5 - ) ] روا : از آسمان .
[ ( 6 - ) ] روا : و به حق رسيد ، و آنچنان كه بايست گفتن و شنيدن بگفت و بشنيد و بعد از ان حق تعالى .