تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
نزديك تنعيم [ 1 ] رسيدند و از آن جايگاه به مكّه فرود آيند [ 2 ] . و نشانهء ايشان آنست كه : از پيش همهء كاروان ، اشترى هست خاكسترگون و بر وى دو جوال هست ، يكى سياه و يكى سپيد . قريش ، چون اين بشنيدند ، همه بر كاروان دويدند . چون به تنعيم رسيدند ، همان كاروان كه سيّد ، عليه السّلام ، نشان داده بود ، بديدند . از بالاى تنعيم فرود مىآمدند ، و در پيش آن [ 3 ] نگاه كردند ، و آن اشتر خاكسترگون ديدند كه جوالى سپيد و يكى سياه بر وى بود و در پيش اشتران بود ، گفتند : محمّد راست گفت . بعد از ان از مردم كاروان [ 4 ] پرسيدند كه : دوش بر شما كسى گذشت و از كوزهء يكى از شما هيچ آبى خورد ؟ گفتند : بلى ، ما خفته بوديم و سوارى بگذشت ، چون بنزديك ما رسيد ، فرود آمد و كوزهء آب سر گرفته بود ، بر گرفت و آب خورد [ 5 ] و سر آن باز جاى گرفت و بنهاد و برنشست و از ما در گذشت [ 6 ] . گفتند كه : محمّد راست گفت ، اين نشانها ، چنان كه وى گفت ، همان بود . چون به مكّه باز آمدند ، كاروان ديگر كه سيّد ، عليه السّلام ، نشان داده بود كه در فلان وادى ديدم و اشترى [ 7 ] از ان ايشان گم شده بود و من ايشان را نشان دادم [ 8 ] ، از راهى ديگر به مكّه در آمده بودند ، گفتند : بيائيد تا از آن كاروان ديگر بازپرسيم تا هر چه محمّد گفته است راست گفته است يا نه ؟ برفتند و از كاروان ديگر بپرسيدند كه دوش * كسى بر شما گذشت ؟ گفتند : بلى كه چنين بود ، ما دوش در فلان وادى خفته بوديم [ 9 ] و بخواب در رفته بوديم ، كه ناگاه سوارى
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : نعيم . [ ( 2 - ) ] روا : خواهند آمد . [ ( 3 - ) ] روا : ايشان . [ ( 4 - ) ] روا : از كاروانيان . [ ( 5 - ) ] روا و ط : آب از ان بخورد . [ ( 6 - ) ] روا و ط : + و از پيش ما بيامد . [ ( 7 - ) ] روا و ط : كه نخست در فلان وادى ايشان را يافتم و شترى . [ ( 8 - ) ] روا و ط : ايشان را بدان راه نمودم . [ ( 9 - ) ] روا و ط : منزل گرفته بوديم .