خاتم پيغمبران و مهتر عالميان بود ، و در سخا از همه بهتر بود ، و در شجاعت از همه بيشتر بود ، و در فصاحت از همه نيكوتر و تمامتر بود ، و در عهد و پيمان از همه درستتر بود ، و در خوى و خلق از همه نيكوتر بود ، [ و در تعيّش با مردم از همه بزرگتر [ 1 ] ] بر بديهه چون وى را بديدندى از وى هيبت داشتندى ، و چون با وى مخالطت كردندى وى را چون جان و دل دوست گرفتندى ، نه پيش از وى مثل وى كسى توانستندى ديدن [ 2 ] ، و نه بعد از وى كسى مثل وى تواند يافتن ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .
روايت ديگر در معراج ، روايت امّ هانى است ، دختر أبو طالب . او گفت : سيّد ، عليه السّلام ، شب معراج در خانهء من بود و با من نماز كرد نماز خفتن ، و بخفت و پيش از صبح ما را از خواب برانگيخت ، تا وضوى نماز بساختم و نماز بامداد با وى بكردم [ 3 ] . چون از نماز فارغ شده بود ، روى در من آورد [ 4 ] و گفت : يا امّ هانى ، من دوش نماز خفتن با شما بكردم ، چنان كه ديديت [ 5 ] و به مسجد أقصى رفتم به بيت المقدس ، و آن جايگاه نماز بكردم و باز مكّه آمدم و اينك نماز بامداد با شما بگزاردم . سيّد ، عليه السّلام ، چون اين سخن بگفت ، بر پاى خاست و قصد بيرون كرد . من گفتم : يا رسول اللّه ، مادر و پدر من فداى تو باد ، اين سخن كه با ما [ 6 ] گفتى ميان مردم مگوى كه ترا باور ندارند ، آنگاه ترا بدروغ وا دهند [ 7 ] و ترا برنجانند . سيّد ، عليه السّلام ، گفت : بخداى كه من اين سخنها پنهان ندارم و
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : زيركتر . ط : نيكوتر و زيركتر .
[ ( 2 - ) ] روا و ط : توانست بودن .
[ ( 3 - ) ] روا و ط : بگزارديم . در متن عربى ج 2 ص 43 : و صليناه معه .
[ ( 4 - ) ] روا و ط : شده بوديم روى به من كرد .
[ ( 5 - ) ] كذا بطور استثنا ، ساير نسخ : ديدى . در متن عربى ج 2 ص 43 : كما رأيت .
[ ( 6 - ) ] ساير نسخ : با من .
[ ( 7 - ) ] ساير نسخ : باز دهند .