تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
بماند . و گويند كه نويسندهء اين نضر بن حارث بود . پس بنى هاشم و بنى مطّلب ، چون ديدند كه قريش در عداوت ايشان چندان مظاهرت * و مبالغت بنموده‌اند و چنان [ 1 ] عهدنامه بنوشتند ، ايشان نيز برخاستند و بجمعيّت بر ابو طالب آمدند و پيش وى بنشستند و با هم عهد كردند و اتّفاق بنمودند كه نصرت و معاونت سيّد ، عليه السّلام ، دهند و خصمى قريش كنند و در جملهء أحوال آنچه بطريق تعصّب و حمايت بود پيغمبر را ، عليه السّلام ، نگاه دارند . پس جملهء قبيلهء بنى هاشم و بنى مطّلب بدين موجب عهد كردند و برخاستند ، إلّا أبو لهب كه وى ، همچون ديگر قريش ، در عداوت پيغمبر ، عليه السّلام ، مظاهرت نمود با قريش . چنان كه معلومست ، سورت [ 2 ] تبّت يدا أبى لهب در حقّ وى و زن وى كه همراه وى بود فرود آمده است . پس ابو طالب ، چون بشنيد كه قريش چنان عهد كردند و عهد نامه بنوشتند ، قصيده‌اى در مدح سيّد ، عليه السّلام ، و ملامت قريش إنشا كرد و در آن قصيده قريش را دشنام داد و ياد عهد نامهء ايشان بكرد ، و اوّل قصيده اينست :
ألا ابلغا عنّى على ذات بيننا * لؤيّا و خصا من لؤىّ بنى كعب ألم تعلموا أنّا وجدنا محمّدا * نبيّا كموسى خطّ فى أوّل الكتب و أنّ عليه فى العباد محبّة * و لا خير ممّن خصّه اللّه بالحبّ
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : چندان ، و از ساير نسخ متابعت شد . [ ( 2 - ) ] روا : چنان كه معلوم است كه بدين سبب سورت .