كفّار [ 1 ] قريش ، چون ديدند كه صحابهء [ 2 ] سيّد ، عليه السّلام ، آنچه به حبش هجرت كردند ، نجاشى ايشان را تيمار داشت و مراعات مىكند ، و آنان كه در خدمت پيغمبر ، عليه السّلام ، ماندهاند ، بقوّت و شوكت حمزه ، رضى اللّه عنه ، و بمكانت و مهابت [ عمر ، ] رضى اللّه عنه ، از ظلم و جور ايشان محفوظاند [ 3 ] و از اذيّت و بلاى ايشان در حرز حريز [ 4 ] شدهاند ، و به هيچ گونه ايشان را نمىتوانند رنجانيدن ، و خللى در كار اسلام نمىتوانند آوردن [ 5 ] ، [ و ديگر مىديدند ] كه هر روز كه برآمدى خلقى ديگر به اسلام درآمدندى ، و در جملهء قبايل عرب كه در مكّه بودند ، اسلام فاش همى گشت و رغبت مردم در كار اسلام زيادت مىشد ، جمعيّتى ساختند و با هم مشورت كردند و بعد از ان اتّفاق به آن كردند ، تا عهدى بكنند و خطّى بر ان بنويسند ، تا هيچ كس [ از ايشان ] با بنى هاشم و بنى المطّلب [ 6 ] كه قبيلهء مصطفى ، صلوات اللّه عليه ، [ اند ] معاملت و مخالطت نكنند و زن ندهند به ايشان و نخواهند ازيشان ، و همچنين مقيم و مجتاز هيچ كس نگذارند كه معامله با ايشان كنند و تقرّبى و تردّدى [ 7 ] با ايشان بنمايند . پس بدين موجب عهد كردند و سوگند خوردند و عهد نامه نوشتند و آن را در ميان خانهء كعبه درآويختند . و نويسندهء اين عهد نامه منصور بن عكرمة بن [ عامر بن ] هاشم بن عبد مناف بود ، و پيغمبر ، عليه السّلام ، بر وى دعا كرد و انگشتهاى وى شكسته گشت [ 8 ] و از كار
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : كافران . ايا : جماعت .
[ ( 2 - ) ] روا : اصحاب .
[ ( 3 - ) ] روا : محروس و محفوظ بودند .
[ ( 4 - ) ] حريز نيك استوار ( منتهى ) .
[ ( 5 - ) ] در اصل : آوردند .
[ ( 6 - ) ] در اصل : بنى عبد المطلب .
[ ( 7 - ) ] ساير نسخ : توددى .
[ ( 8 - ) ] روا : شل شد .